اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١٠٢ - شاخۀ سوم-دلايلى از آثار صحابيان و ديگر فرماندهان اسلامى
٥- حضرت على بن ابى طالب (ع) فرموده است:
مقدمه لشكر به منزله ديدهبانان لشكرند چنانكه گشتىهاى اطّلاعاتى ديدهبان مقدمه به شمار مىآيند. [١]
٦- عمرو بن عاص براى شناسايى مستقيم سرزمين فلسطين، با اين پوشش كه فرستاده عمرو عاص نزد ارطبون، فرمانده بيزانسى است، وارد يكى از دژها شد. [٢]
ابو يوسف گفته است: [٣]شايسته است كه فرمانده در گذرگاههاى مرزى سرزمين شرك، مرزبانهايى داشته باشد، پس هر تاجرى كه برآنها بگذرد، بازرسى كنند و اسلحۀ افراد مسلح را بگيرند و آنان را بازگردانند. كسى را كه بردهاى همراه دارد، بازگردانند. كسى كه نامه به همراه دارد، نامههايش را بخوانند اگر نامهاى كه اخبار مسلمانان درآن آمده باشد، ديدند، حامل نامه را دستگير كنند و نزد فرمانده بفرستند تا دربارهاش تصميم بگيرد. [٤]اين چيزى است كه در عرف اطّلاعات نوين، اطّلاعات پيشگيرانه-كه مانع سرايت اخبار به دشمن مىگردد-ناميده مىشود.
به اين ترتيب مىبينيم كه فرماندهان اسلام در روزگار خلفاى راشدين و كسانى كه بعد از آنهابودهاند، به شناسايى اخبار دشمن اهتمام مىورزيدند [٥]؛ و اين امر، دليل بر اهميّت و مشروعيّت اين عمل است.
[١] -ر. ك: عبدالرؤوف عون، الفن الحربى فى صدر الاسلام، ص ٢١٨؛ حسن ابراهيم حسن، تاريخ الاسلام السياسى، ج ١، ص ٤٨٢؛ محمود شيت خطاب، قادة فتح العراق و الجزيره، ص ٣١٩؛ محمد المعراوى، شريعة الحرب فى الاسلام، ص ٣٢٥؛ صحيح مسلم به شرح النووى، ج ١٢، ص ١٤٤-١٤٦.
[٢] -ر. ك: منير شفيق، علم الحرب، ص ٢١١.
[٣]
[٤]
[٥]