اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ٢٥ - مطلب دوم اطّلاعات نظامى پيش از ميلاد
مىديدم. اما متأسفانه من نمىتوانم چنين كنم؛ زيرا نام من در همۀ سوريه مشهور است و مردم از روى رفتارم مرا شناسايى مىكنند. اين امور مرا محدود مىسازد و به من فرصت سير و سفر نمىدهد.»
آنگاه مىگويد:
«تو لباس سورىها را مىپوشى و به لهجه و زبان آنها به خوبى سخن مىگويى و بالاتر از اين با زبانى آشنايى كه دانشجويان ديگر جاهاى دنيا با آن آشنايند. از اين گذشته تو طبيبى و به ذهن كمتر كسى خطور مىكند كه به رخدادهاى اطراف، جز به آنچه به حرفۀ خودت مربوط است، توجه داشته باشى. گفت و گوى تو با مردم دلپذير است و آنان را به تو متمايل مىسازد و نسبت به تو شك نمىكنند. سينهات فراخ است و اسرار و نكتهها را در خود نگه مىدارد و چيزى را فاش نمىسازد.»
حور محب گفتارش را چنين ادامه مىدهد:
«از تو تقاضا مىكنم با طلايى كه به تو مىدهم به آن سرزمين بروى و به عنوان طبيب مشغول انجام وظيفه گردى. تو در آنجا با قدرت علمى خود در مداوا و بهبود بيماران زبانزد مردم خواهى شد و آوازهات بلند خواهد گرديد. آنگاه مردم به تو رو آورده، به تو اعتماد مىكنند و به اين ترتيب راه تو براى ارتباط با توانگران و صاحبان نفوذ و پادشاهان هموار مىگردد، زيرا اغلب اينان بيش از ديگران جوياى طبيبان ماهرند و آنگاه كه اعتمادشان را جلب كردى، سفرۀ دلشان را پيش تو مىگشايند و از جايى كه آنها خود نمىدانند، به اسرار و نيات آنها پى مىبرى و چون به مصر بازگشتى آنها را براى من بازگو مىكنى.» [١]
اين گفتهها هر چند بهظاهر ساده مىنمايد، اما نشانگر مقاصدى بلند است و براى كسانى كه در زمينۀ گردآورى اخبار و اطّلاعات فعّاليّت مىكنند، درسهاى پر اهميّتى نهفته دارد: همان طور كه سينوهه رفت و موفق گرديد قدرت سپاه را شناسايى كند و معدنى را
[١] -صلاح نصر، الحرب الخفيه، ص ١٣ و ١٨.