اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١٣٨ - دوم ايجاد تفرقه ميان دشمن و هم پيمانان او
ج- گاهى تأثير جهاد زبانى عليه دشمن از تأثير جنگ و پيكار سريعتر و بيشتر است.
مطلب پنجم: گونههاى جنگ روانى در اسلام
جنگهاى اسلامى در عصر نبوّت پر از نمونههاى جنگ روانى است كه برخى از آنها را در اينجا يادآور مىشويم:
يكم: شعارها و فريادهاى جنگى [١]
مسلمانان شعار و فرياد را براى دستيابى به چند هدف بر مىگزيدند:
١- شناسايى يكديگر در هنگام درگير شدن با دشمن يا در تاريكىها.
٢- تلقين روحيۀ شجاعت و شور و شوق در پيكار گران خودى همراه با ترسانيدن و القاى بيم و وحشت در دل دشمن.
نمونۀ شعارهاى جنگى دوران نبوت كه مسلمانان در كنار شعار اللّه اكبر به كار مىگرفتند: در غزوۀ بدر «اَحَد، اَحَد» (يكتا، يكتا) ، در غزوۀ احد «اَمِت، اَمِت» (بميران، بميران) و در غزوۀ ذى قرد «يا خيل الله اركبى» (اى سپاه خدا سوار شويد) بود.
ارتشهاى روزگار ما نيز پيوسته براى مردان جنگى در صحنۀ كارزار شعارهايى انتخاب مىكنند تا شور و شوق آنان را بر انگيزند و به حملههاى مردانه وادار سازند. اين امر ناشى از درك تأثير و نقش عوامل روانى بر ارادۀ جنگجويان است.
دوم: ايجاد تفرقه ميان دشمن و هم پيمانان او
در جنگ خندق [٢]نيروهاى قريش و ديگر قبايل و نيز يهوديان براى پايان دادن به كار
[١] -ر. ك: ابو داوود، سنن، دار احياء التراث العربى، حديث شمارۀ ٢٥٦٠، ج ٣، ص ٢٥-٢٦؛ محمود شيت خطاب و همكاران، اقتباس النظام العسكرى، ص ١٤٧؛ محمد سعيد رمضان البوطى، فقه السيره، چاپ هشتم، ص ٢٣٠؛ محمد الغزالى، فقه السيره، چاپ هفتم، ص ٣٧١؛ بسام العسلى، فن الحرب، دار الفكر، ص ٣٥-٤٣.
[٢]