اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ٢٢١ - مبحث اوّل معناى لغوى جاسوسى
فصل اوّل: جاسوسى
مبحث اوّل: معناى لغوى جاسوسى
بر كسانى كه به كار تجسّس اشتغال دارند، اسم نوعى يعنى جاسوس كه تا اندازهاى هم با كرامت انسانى منافات دارد، اطلاق مىشود؛ ولى از آنجا كه يكى از معانى تجسّس، پىگيرى و شناخت اخبار دشمن و مبارزه با جاسوسى است، مايلم كه در اينجا معانى مختلف تجسس، جاسوس و جاسوسى را بيان كنم.
پيش از اين، درضمن موضوع حكم شناخت اخبار دشمن، نظر اسلام را دربارۀ پيگيرى اخبار دشمن كه اغلب از طريق عمليات شناسايى و جاسوسى انجام مىشود، بيان كرديم. خاطر نشان مىشود كه مراد از تجسّس در اينجا، آن تجسّسى كه منجر به كشف امور پوشيده و پنهان اشخاص شود، نيست، زيرا اين عمل به اجماع همگان حرام است و احكام ويژهاى دارد.
تجسّس در زبان عرب به معناى لمس كردن چيزى يا بهدقّت نگريستن در چيزى به منظور شناسايى آن است و هنگامى كه براى خبر به كار رود، به معناى پىگيرى و جست و جوى اخبار مىباشد. به اين ترتيب، تجسس اخبار يعنى كنجكاوى در باطن امور و جست و جوى حقيقت اخبار. واژۀ «تَحَسُّس» نيز به همين معنا است جز اينكه، گفته شده است كه تجسّس، پىگيرى اخبار به وسيلۀ ديگران و تَحَسُّس به معناى اين است كه خودِ شخص دنبال اخبار برود، ولى در مجموع، اين دو واژه، در اصل جست و جو براى اخبار، مشتركند.
جاسوس به معناى عين است كه دربارۀ اخبار به كنجكاوى مىپردازد و آنها را انتقال مىدهد. از اين رو، به جاسوس عين اطلاق شده است.