اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ٢٣٢ - مطلب دوّم حكم قتل اسير
در فتح قيساريه [١]سربازان عمرو بن عاص، يكى از جاسوسان رومى را كه به اسارتشان در آمده بود، كشتند. عمرو از اين كار خشمگين شد و گفت: چرا او را نياورديد تا بازجويى كنم؟ چه بسيارند جاسوسانى كه عليه ما هستند و به نفع ما مىشوند. [٢]
سعد وقاص موفّق شد كه از طريق اسيران روم دريابد كه چه اعضايى از فيل-كه آنان را در جنگ قادسيه به دردسر انداخته بود-حسّاس است و موجب قتل آنها مىشود [٣]
مطلب دوّم: حكم قتل اسير
قتل اسير [جاسوس]در صورت نوميدى از او و عدم بهرهبردارى از وى جايز است، زيرا بيم آن مىرود كه با اسرارى كه به دست آورده، به يارانش بپيوندد. [٤]
رسول خدا (ص) در جنگ حنين جاسوسى از مشركان را ديد كه پس از پى بردن به ناتوانى و ضعف مسلمانان در حال گريز است. آن حضرت خونش را حلال ساخت و فرمود: «او را بجوييد و بكشيد» . [٥]
پس سَلَمة بن أَكوَع خود را به او رساند، وى را به اسارت گرفت و كشت.
در غزوۀ بنى مصطلق مسلمانان يكىاز جاسوسان را دستگير كرده، به اسارت گرفتند. رسول خدا (ص) دربارۀ قومش از او بازجويىكرد و او چيزى نگفت. آن حضرت اسلام را به او عرضه كرد، ولى او نپذيرفت. پس به عمر دستورداد گردنش را بزند و او چنين كرد؟ [٦]
عمر بن خطاب به سعد وقاص چنين سفارش كرد: اگر اسيرى را كه با او همپيمان نيستى، نزد تو آوردند، گردن بزن تا بدين وسيله دشمنان خدا و دشمنان خويش را بترسانى. [٧]
[١]
[٢] -ر. ك: عبدالرؤوف عون، الفن الحربى، ص ٢١٦؛ احمد شلبى، الجهاد و النظم، ص ١١٤.
[٣] -طبرى، تاريخ،١١ جزء، بدران، ج ٣، ص ٥٥٥.
[٤] -نويسنده محترم در اين جا حكم قتل اسير را با حكم قتل جاسوس دستگير شده به هم در آميخته و ديدگاهش نيز غير مستند است [مترجم].
[٥] -ر. ك: ابو داوود، دار احياء التراث العربى، حديث شمارۀ ٢٦٥٣،٢٦٥٤، ج ٣، ص ٤٩.
[٦] -ر. ك: سيد سابق، فقه السنة،٣ جزء، دارالكتاب العربى، بيروت، م ٢، ص ٦٨٦.
[٧] -ر. ك: ابن عبد ربه اندلسى، العقد الفريد، دار الفكر، ط ١، ص ٩٣.