اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١١٦ - شاخۀ دوّم-نظريّۀ مخالفان و دلايلشان
دوّم: دلايل مخالفان
١- اين كار فساد محض است و هيچ ضرورتى جنگى مقتضى آن نيست و خداى متعال از فساد در زمين نهى كرده، فرموده است:
«لاٰ تَعْثَوْا فِى الْاَرْضِ مُفْسِديٖنَ» [١]
در زمين فساد گرانه مگرديد.
اين كار افسادى است كه مشمول اين گفتۀ خداى متعال مىگردد:
«وَ اِذٰا تَوَلّٰى سَعٰى فِى الْاَرْضِ لِيُفْسِدَ فيٖهٰا وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللّٰهُ لاٰ يُحِبُّ الْفَسٰادَ» [٢]
و چون روى از تو بگرداند، در زمين تلاش كند تا درآن فساد انگيزد و كشتزار و نسل را تباه گرداند.
از اين رو، مىبينيم كه پيامبرخدا (ص) خطاب به فرماندهانش چنين توصيه مىكند:
خانهاى را ويران نكنيد، درختى را نبريد، مگر آن درختى كه مانع پيكارتان گردد يا ميان شما و مشركان حايل باشد. [٣]
اين گفتۀ رسول خدا (ص) دليل رفتار آن حضرت با اموال برخى از دشمنان، مثل ويران كردن خانهها و آتش زدن درختان بنى نضير و خيبريان و كوبيدن خانهها و بريدن تاكستانهاى طائفيان [٤]را كه براى برخى افراد ناآگاه مبهم است، روشن مىسازد.
[١] -اعراف (٧) ، آيۀ ٧٤.
[٢] -بقره (٢) ، آيۀ ٢٠٥.
[٣] -بيهقى، السنن الكبرى، ج ٩، ص ٨٤،٩٠ و ٩١.
[٤] -طائف: شهرى است كه فاصله آن تا مكه از مسير طابع يك روز و از مسير هابط نيم روز راه است. حسين بن سلامه آن را آباد كرد. سپس تاجرى به نام مسعود ثقفى با اموال فراوان آمد و گفت: شما را سوگند مىدهم كه به من زن بدهيد و از من زن بگيريد و من براى شما ديوارى چون حلقهاى محكم مىسازم كه هيچ يك از اعراب به شما نرسد. پس با آن اموال برگردشان ديوارى ساخت و آن را طائف ناميد و به آنان زن داد و آنها نيز دخترى را به زنى او دادند. رسول خدا (ص) ، طائف را در سال نهم هجرى به صلح گشود و فرمانى، هم برايشان نوشت. (ر. ك: حموى، معجم البلدان، ج ٤، ص ١٢٠٩.)