اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ٢٢٢ - مطلب اوّل تعريف جاسوس
مبحث دوّم: تعريف اصطلاحى جاسوسى
مطلب اوّل: تعريف جاسوس
از وظايف فرماندهان اين است كه براى ترسيم نقشۀ صحيح پيروزى و سالم ماندن از توطئههاى دشمن، دربارۀ استحكامات، مواضع و آرايشهاى نظامى، ميزان قدرت و حركات آينده او و ديگر امورى كه دانستن آنها از قديم الايام براى فرماندهان لازم بوده است، آگاهى كامل داشته باشند. از اين رو، همۀ ارتشها سازمان اطّلاعاتى و جاسوسان فراوانى دارند كه از نظم كامل برخوردارند و ميان كشورها در اين زمنيه رقابتى تنگاتنگ و پيوسته وجود دارد. [١]
دربارۀ جاسوس تعريفهاى زيادى آمده است. در اينجا شمارى را كه در دسترس است، يادآور مىشوم:
١-جاسوس، عنصر اطّلاعاتى محارب يا هر بيگانهاى است كه عليه سرزمين ما به جمع آورى اخبار مبادرت مىورزد. [٢]
٢-جاسوس كسى است كه پنهانى از سوى كفّار براى جاسوسى عليه مسلمانان فرستاده مىشود و امورشان را شناسايى كرده براى آنان ارسال مىدارد. [٣]
٣-جاسوس شخصى است كه بهطور پنهانى يا با پوشش كاذب فعّاليّت مىكند، اخبار را به دست مىآورد و يا مىكوشد كه اخبار مربوط به حوزۀ تحرّكات يكى از طرفين را به دست آورد و به ديگرى برساند. [٤]
٤-جاسوس به معناى عين و جمع آن عيون است و از آن رو عين خوانده شده است كه كارش با چشم است. [٥]
٥-جاسوس كسى است كه به نفع حكمرانان به جستوجوى اخبار مردم مىپردازد. [٦]
[١] -نواوى، العلاقات الدوليه، ص ١٢٩-١٣٠.
[٢] -سرهنگ ستاد محمد فتحى امين، قاموس المصطلحات العسكريه، المكتبة الوطنيه، بغداد،١٩٨٢ م، ص ١٤١.
[٣] -منصور على ناصف، التاج، ج ٤، ص ٤٠١.
[٤] -زحيلى، العلاقات الدوليه، ص ٦١.
[٥] -نواوى، العلاقات الدوليه، ص ١٢٩؛ منصور على ناصف، التاج، ج ٤، ص ٤٠١.
[٦] -محمد فريد وجدى، دائرة المعارف القرن العشرون، دارالفكر، بيروت، ج ٣، ص ١٠٦.