اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١١٧ - شاخۀ دوّم-نظريّۀ مخالفان و دلايلشان
اين موارد بيهوده يا فساد نبود، بلكه بنابر ضرورت جنگ بود. [١]
٢ - آنچه از ابوبكر نقل شده است كه در هنگام فرستادن يزيد بن ابوسفيان به عنوان فرماندۀ جنگ شام به وى چنين سفارش كرد: نخلستان را آتش نزن و غرق نكن [٢]، درختى را قطع نكن و آباديى را ويران نساز. [٣]
٣ - اصل بر عدم قطع درخت و ويران ساختن بنااست، زيرا هدف از جنگ به شكست كشيدن دشمن است، نه آزار رعيت. [٤]
٤ - ويرانى و نابود سازى بدون هدف، عبث محض است.
اينان سپس دربارۀ دلايل گروه اوّل به مناقشه پرداخته مىگويند:
اما مراد از خرما، خود درخت نيست، بلكه ميوۀ آن است و از نصّ قرآنى نيز همين استفاده مىشود: «هرچه از خرما بُنها بريديد يا آن را ايستاده بر پايههايش رها ساختيد، به اذن خدا بوده است» [٥]. فرض بر پايه ماندن آن ممكن نيست، جز اينكه ميوۀ درخت باشد، نه اصل آن و چيدن ميوه، تخريب بهشمار نمىرود. روايت شدهاست كه رسول خدا (ص) ابو ليلى مازنى و عبدالله بن سلام را به كار گماشت. ابو ليلى عجوه (خرماى رسيده) را كه ميوۀ مرغوبى بود، مىچيد و ابن سلام لينه (نارس و كال) را كه ميوۀ نامرغوبى بود، مىچيد به ابن سلام گفته شد كه چرا لينهها (يعنى خرماهاى نامرغوب) را چيدى؟ گفت: زيرا دانستم كه خداوند چيره كننده پيامبر خويش است و اموال آنان را به غنيمت او در مىآورد. پس دوست داشتم عجوه را باقى بگذارم. چيدن ميوه به اتفاق جايز است، زيرا اين كار مادامى كه اصل درخت باقى باشد، خوردن ميوه به شمار مىرود، نه كندن درخت. از اين رو شيخ ابو زهره گفته است: با اين روايت، استدلال به اين دليل ساقط مىشود. [٦]
واقعيّت اين است كه اين تفسير با موارد زير مخالف است:
[١] -صحيح بخارى، ج ٥، ص ١٩٨؛ عبدالخالق نواوى، العلاقات الدوليه و النظم القضائيه فى الشريعة الاسلاميه، دار الكتاب العربى، چاپ اوّل، بيروت، (١٣٩٤ ه. /١٩٧٤ م) ص ١٣٩.
[٢]
[٣] -ر. ك: بيهقى، السنن الكبرى، ج ٩، ص ٨٥-٩٠؛ احمد شلبى، الجهاد و النظم، ص ٩٥.
[٤] -نواوى، العلاقات الدوليه، ص ١٣٩.
[٥]
[٦] -محمد على الحسن، العلاقات الدوليه، ص ١٩٦.