اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١٢٣ - شاخۀ دوم-نظريّه و دلايل مخالفان
«وَ اَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» [١]
در برابر آنها تا مىتوانيد نيروى جنگى آماده كنيد.
امّا در ديگر موارد، گروهى از فقيهان كشتن حيوان بىضرر را، جز براى خوردن، حرام مىدانند. فقيهان شافعى، حنبلى و ظاهرى و ابن وهب از مالكىها از اين گروهند.
شافعيان مىگويند: نابود كردن حيوانات حرام است، مگر آن دسته از حيواناتى كه دشمن سوار بر آنها با ما مىجنگد؛ زيرا اين گونه حيوانات، ابزار جنگى به شمار مىروند و كشتن آنها به قصد عقب نشاندن و غلبۀ بر دشمن جايز است. همچنين اگر حيوانى را به غنيمت گرفتيم و ترسيديم كه نزد دشمن باز گردد و ما زيان ببينيم، نابود ساختن آن براى دفع اين مفسده و نيز به خشم آوردن دشمن جايز است. [٢]
در كتاب المغنى از ابن قدامه آمده است: سر بريدن چارپايانشان در غير حالت جنگى به خاطر خشمگين كردن آنها و بىثمر كردن براى آنان جايز نيست، خواه بيم افتادن آنها به دست دشمن را داشته باشيم يا نداشته باشيم، اين مطلب را اوزاعى، ليث و ابو ثور گفتهاند. [٣]اما غرق ساختن و به آتش كشيدن زنبور به اعتقاد عموم اهل علم، از جمله اوزاعى، شافعى و ليث بن سعد، جايز نيست. به مالك گفته شد: آيا لانۀ زنبور را مىشود آتش زد؟ گفت: ولى من نمىدانم زنبور چيست. [٤]از مالك روايت شده كه او ميان حيوان و درخت تفاوت نهاده، زيرا كشتن حيوان مثله محسوب مىشود و از آن نهى شده است و دربارۀ رسول خدا (ص) نقل نشده كه حيوانى را كشته باشد. [٥]
ابن حزم ظاهرى گويد: البته سر بريدن حيوانات دشمن مثل گاو، شتر، گوسفند، اسب، مرغ، كبوتر، قو و جز آن، مگر براى خوردن حلال نيست؛ به استثناى خوكها، كه بهطور كلى، و اسبها، كه فقط در حال كارزار، كشته مىشوند؛ و تفاوتى نمىكند كه مسلمانان حيوانى را
[١] -انفال (٨) ، آيۀ ٦٠.
[٢] -ر. ك: شافعى، الأم، ج ٧، ص ٢١٣؛ شربينى مغنى المحتاج، ج ٤، ص ٢٢٧.
[٣]
[٤]
[٥] -قرطبى، بداية المجتهد، ج ١، ص ٣٢٩.