اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١٩٥ - مطلب دوم كيفر جاسوس ذمّى
پس هرگاه، پيمان ذمّى با بستن راه و گرفتن مال نقض نشود، به طريق اولى، با جاسوسى نيز نقض نمىگردد. [١]
بنابراين، پيمان ذِمّيان جز اينكه به دارالحرب بپيوندند، يا برجايى غلبه كنند و با ما بجنگند، نقض نمىشود، زيرا در صورتى كه با ما بجنگند، پيمان ذمّه كه براى جلوگيرى از جنگ بسته مىشود، بىفايده مىگردد. [٢]
٣-هرگاه بر اهل ذمّه، ترك تجسس شرط شود، اگر جاسوسى كردند، با استمرار در پرداخت جزيه و التزام به مقررات مسلمانان پيمان آنها نقض نمىگردد. مثل آشكار خوردن خمر و گوشت خوك، زيرا آنچه با شرطش با آنها معتبر است، ترك و خوددارى از جاسوسى است، ولى پيمان به قوت خود باقى است و امثال چنين كارهايى به هدف پيمان، خللى وارد نمىسازد. [٣]
مادامى كه پيمان ذمّى با جاسوسى نقض نشود، امر او به امام باز مىگردد تا كيفر لازم را تعيين كند. پس اگر امام مصلحت را در كيفر او ديد، بدان وسيله منافع مسلمانان را تأمين و زيان را از آنها دفع مىكند. [٤]
ديدگاه برگزيده: اگر شخص ذمّى جاسوسى كند و ترك اين كار با او شرط شده باشد، بر اساس عمل به شرط، پيمانش نقض مىگردد؛ و اگر با او شرط نشده باشد، پيمان او نقض نمىشود. زيرا او از اهل دار الاسلام گرديده و در اين باره تابع قوانين اسلامى است و ملازمهاى ميان جاسوسى و نقض پيمان ذمّه وجود ندارد. ليكن در اين حالت به مقتضاى
[١] -شمس الدين محمد بن سهل سرخسى، شرح السير الكبير، تحقيق عبدالعزيز احمد و صلاح الدين منجّد، مطبعة شركة اعلانات الشرقية،١٩٧٢ م، ج ٥، ص ٢٠٤١؛ مؤلف محترم، وجه استثناى راهزن ذمّى رااز شمول حكم «محارب» بيان نداشته است، در حالى كه حكم قرآن كريم اطلاق دارد [مترجم].
[٢] -مرغينانى، الهداية، ج ٢، ص ١٦٣.
[٣] -ر. ك: ابن قدامه، المغنى و الشرح الكبير، ج ١٠، ص ٦٠٨؛ كاسانى، بدايع الصنائع، ج ٩، ص ٤٣٣٤.
[٤] -ر. ك: سرخسى، المبسوط، ج ١٠، ص ٨٥-٨٧؛ على صعيدى عدوى، حاشية على شرح ابو الحسن بر رسالۀ ابن ابو زيد، و آن حاشيۀ علامۀ محقق شيخ على صعيدى العددى بر شرح امام ابو الحسن مسمى به كفاية الطالب السريانى لرسالة ابن ابى زيد القيروانى است، دو جزء، ناشر، دار المعرفة للطباعة و النشر، بيروت، ج ٢، ص ٧، از اين پس هرگاه به اين مأخذ رسيديم، اين گونه ارجاع مىدهيم: عدوى، حاشيه؛ صالح عبدالسميع آبى ازهرى، الثمر الدافى فى تقريب المعانى، شرح رسالۀ ابن ابو زيد قيروانى، مكتبة الثقافيه، بيروت، ص ٤١٤-٤١٥، از اين پس هرگاه به اين مأخذ رسيديم، اين گونه ارجاع مىدهيم: ابى، الثمر الدانى.