اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١٩٧ - مطلب سوم كيفر جاسوس مستأمن
رأى دوّم: شافعىها [١]و حنفىها [٢]بر اين اعتقادند كه پناهندگى پناهنده با جاسوسى نقض نمىشود. حنفىها دربارۀ علّت آن گفتهاند؛ از آنجا كه ايمان مسلمان با جاسوسى عليه مسلمانان نقض نمىشود، پناهندگى پناهنده نيز با جاسوسى عليه مسلمانان نقض نمىگردد و به كيفر و تعزير او با حبس و مانند آن بسنده مىشود. ظاهر رأى حنفيه، بر خلاف ابو يوسف اين است كه قتل پناهنده را جايز نمىدانند، مگر آن كه اين مطلب با او شرط شده باشد. [٣]
دلايل رأى اوّل:١-اقتضاى پناهندگى، خوددارى از جاسوسى است و در هر حال بايد از آن پرهيز شود؛ چنانچه جاسوسى پناهنده را ناقض پناهندگى او نشمريم، در حقيقت مسلمانان را خوار كرده و به آنها زيان رساندهايم. [٤]
٢-با قياس به گفتۀ حنبليان دربارۀ جاسوس ذمّى، جاسوسى ناقض پناهندگى است؛ زيرا از آنجا كه پناه پناهنده از پيمان ذمّى قوىتر نيست، حكم جاسوس ذمّى، بر جاسوس پناهنده نيز جارى مىشود. از اين رو، بر پناهنده جايز نيست به جاسوس مشركان پناه دهد و يا عليه مسلمانان راهنمايى كند، امّا اوزاعى كه جاسوسى را ناقض پيمان ذمّه مىداند، دربارۀ پناهنده مدارا مىكند و به برداشتن پيمان و بيرون راندن او از دار الاسلام بسنده مىكند. [٥]
دلايل رأى دوّم:١-حنفىها به داستان حاطب بن ابى بلتعه استدلال كردهاند، زيرا ايمانش با جاسوسى نقض نگرديد. همچنين به حديث ابو لبابه؛ كه ايمان اونيز با جاسوسى نقض نشد.
[١]
[٢] -ر. ك: حاشيۀ ابن عابدين، دار احياء التراث العربى، چاپ دار الطباعة المصرية، بيروت،١٩٧٢ م، ج ٣، ص ٢٧٧؛ املاء السرخسى، شرح السير الكبير، ج ٥، ص ٢٠٤٢؛ ابن قدامه المغنى و الشرح الكبير، ج ١٠، ص ٦٠٩؛ سرخسى، المبسوط، ج ١٠، ص ١٦٧؛ ابو ليل، اسس العلاقات الدوليه، ص ٣٥٩.
[٣] -ر. ك: ماوردى، احكام السلطانيه، ط ١٩٨٢ م، ص ١٤٦؛ شافعى، الأم، ج ٤، ص ١٦٧؛ ابو ليل، اسس العلاقات الدوليه، ص ٣٥٩.
[٤] -ر. ك: الخرشى على مختصر خليل، ج ٣، ص ١١٩؛ عظيم آبادى، عون المعبود، ج ٧، ص ٣١٦؛ دسوقى، حاشية الدسوقى على الشرح الكبير، دار احياء التراث العربى، ج ٢، ص ١٨٢.
[٥] -ر. ك: دكتر محمود ابوليل، اسس العلاقات الدوليه، ص ٣٥٩.