اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١٩٤ - مطلب دوم كيفر جاسوس ذمّى
اين آيه دربارۀ ابولبابة بن المنذر و مربوط به هنگامى است كه بنى قريظه دربارۀ رفتار رسول خدا (ص) باخودشان از او نظر خواستند و ا و با دست به گردنش اشاره كرد؛ يعنى پيامبر گردنشان را خواهد زد و اين كار او ناقض ايمانش نبود.
حال اگر جاسوسى ناقض و زايل كنندۀ ايمان مؤمن نباشد، پناه ذمّى نيز با آن زايل نمىشود و پيمانش نقض نمىگردد. حنفىها در اين باره ميان شرط و عدم آن تفاوتى نگذاشتهاند، زيرا در هر دو حال جاسوسى، گناهى پايينتر از كفر به شمار مىآيد، و هرگاه كه پيمان ذمّه با كفر باقى بماند، با پايينترش، يعنى جاسوسى هم باقى مىماند. [١]
اما از نظر شافعيان، اگر پرهيز از جاسوسى با ذِمّيان شرط شده باشد، در صورت انجام آن، پيمانشان نقض مىگردد، زيرا شرط بر عقد تأثير مىگذارد. [٢]
٢-جاسوسىِ ذمّى عليه مسلمانان، يك گناه محسوب مىشودكه زشتى ارتكاب آن از كفر پايينتر است پس هرگاه كه ذمّه با كفر باقى بماند، به طريق اولى با گناه نيز باقى مىماند. [٣]
اگر ذمّىاى راهزنى كند و اموال مردم را به سرقت ببرد، پيمان او نقض نمىشود، هرچند بر طبق نصّ قرآنى، راهزنى محاربۀ با خدا و رسول به شمار مىرود.
خداوند متعال فرموده است:
«اِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذيٖنَ يُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِى الْاَرْضِ فَسٰاداً اَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا اَوْ تُقَطَّعَ اَيْديٖهِمْ وَ اَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاٰفٍ اَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْاَرْضِ» [٤]
جزاى كسانى كه با خدا و پيامبرش جنگ مىكنند و در زمين به فساد مىكوشند، آن است كه كشته شوند، يا بردار گردند، يا دستها و پاهايشان يكى از راست و يكى از چپ بريده شود، يا از سرزمين خود تبعيد شوند.
[١] -ر. ك: سرخسى، المبسوط، ج ١٠، ص ٨٦-٨٧؛ مرغينانى، الهداية، ج ١٠، ص ١٦٣.
[٢] -ر. ك. شيرازى، المهذّب، ج ٢، ص ٢٥٧؛ تقىالدين شافعى، كفاية الاخيار،١٩٣٧ م، ج ١٠، ص ١٣٥؛ سرخسى، المبسوط، ج ١٠، ص ٨٦.
[٣] -ر. ك: مرغينانى على بن ابوبكر عبدالجليل الرشدانى (وفات:٥٩٣ ه.) ، الهداية شرح بداية المبتدى، ج ٢، ص ١٦٣؛ علاءالدين ابوبكر بن مسعود كاسانى (وفات:٥٨٧ ه.) ، بدائع الصنائع فى ترتيب الشرائع، ناشر زكريا على يوسف، مطبعة الاهرام، قاهره،١٩٧٢ م، ج ٩، ص ٤٣٣٤.
[٤] -مائده (٥) ، آيۀ ٣٣.