نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٩٦
معمولًا در آنجايى ملامت و بازخواست معنا دارد كه خلافى صورت گرفته باشد. بنابراين پيامبر اسلام (ص) نيز مرتكب خلاف مىشده است. به عنوان نمونه، موارد ذيل نقل مىگردد:
قرآن كريم در داستان ازدواج پيامبر (ص) با همسر مطلّقه زيد (پسر خوانده آن حضرت) مىفرمايد:
«وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ احَقُّ انْ تَخْشاهُ» «١» از مردم مىترسى، در حالى كه سزاوارتر است از خدا بترسى.
و در مواردى هم او را مورد عتاب قرار داده است:
«يا ايُّهَا النَّبِىُّ لِمِ تُحَرِّمُ ما احَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغى مَرْضاتَ ازْواجِكَ» «٢» اى پيامبر! چرا (به قسم خوردن) چيزى را بر خود حرام مىكنى كه خدا براى تو حلال كرده است (و به اين كار) خشنودى همسرانت را مىطلبى.
و در آيه ديگر مىفرمايد:
«عَفَى اللَّهُ عَنْكَ لِمَ اذِنْتَ لَهُمْ» «٣» خدا از تو درگذرد چرا به آنان اذن دادى؟ (كه در شهر بمانند و در جنگ شركت نكنند.)
الف- يكى از سنتهاى غلط در زمان پيامبر، همسان شمردن فرزند خوانده با فرزند حقيقى بود. پيامبر اسلام از طرف خداوند مأمور شد تا اين سنت را بشكند اما بيم داشت كه مردم خيال كنند كه اين عمل از طرف خدا نيست و پيامبر از جانب خود اقدام كرده است و موجب ارتداد ايشان از دين شود. خداى متعال با اين بيان نورانى، پيامبر خود را آگاه مىسازد كه مصلحت اين سنت شكنى مهمتر و ترس از مخالفت با اراده الهى مبنى بر مبارزه عملى پيامبرش با اين سنت غلط، سزاوارتر است. پس آيه شريفه در مقام نكوهش آن حضرت نيست.
ب- در مورد عتاب اول بايد گفت: همان طورى كه در روايات «٤» آمده، پيامبر