نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ١١٢
از نظر قرآن ابتدا قشر خاصى با انبيا مخالفت مىكردند، سپس آنان براى جلوگيرى از ايمان آوردن مردم، شروع به فعاليت مىكردند و با شيوههاى گوناگون مردم را به گمراهى مىكشاندند.
قرآن براى مخالفان رسالت خصوصياتى را بيان مىكند. يكى خوشگذرانى و دنيا دوستى است.
«وَ ما ارْسَلْنا فى قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ الَّا قالَ مُتْرَفُوها انَّا بِما ارْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ وَ قالُوا نَحْنُ اكْثَرُ امْوالًا وَ اوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعذَّبينَ» «١» در هيچ قريهاى بيم دهندهاى نفرستاديم، مگر اينكه مترفان (خوش گذرانها و عياشهاى) آن قريه گفتند: ما به رسالت شما كافريم و گفتند ما ثروت و فرزندان زيادترى داريم (داراى ايل و تبار قوى هستيم) و ما عذاب نمىشويم.
«وَ قال نبوت عامه ١١٧ تطميع و تهديد:
ص : ١١٦ َ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ انَّا لَنَريكَ فى ضَلالٍ مُبينٍ» «٢» سران و بزرگان قوم نوح گفتند: (اى نوح) ما تو را در گمراهى آشكار مىبينيم.
ديگرى تكبّر و خودبينى است.
«قالَ الْمَلَأُ الَّذينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ امَنَ مِنْهُمْ اتَعْلَمُونَ انَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قالُوا انَّا بِما ارْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ قالَ الَّذينَ اسْتَكْبَرُوا انَّا بِالَّذى امَنْتُمْ بِهِ كافِرُونَ» «٣» گروهى از قوم صالح كه خود بزرگ بين و مستكبر بودند، به گروهى از مستضعفان كه ايمان آورده بودند گفتند: آيا شما مىدانيد (باور مىكنيد) كه صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟ آنان (در پاسخ) گفتند: ما به رسالت صالح ايمان داريم. مستكبران گفتند: ما به آنچه كه شما ايمان آورديد كافريم.
از اين آيات روشن مىشود كه مخالفان انبيا، خوشگذرانها و مستكبران بودند، آنهايى كه داراى مال و قبيله زيادترى بودند و ارزش را به ثروت و عشيره مىدادند، آنهايى كه در دل اهل ايمان شك مىانداختند و توده مردم را تحقير مىكردند، ولى محرومان و مستضعفان جامعه موافق انبيا بودند و به ايشان ايمان مىآوردند.