نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٩٤
البته همه انبيا و اوليا در يك مقام و منزلت نيستند، بلكه داراى مراتب مختلفى هستند كه براى هر كدام ممكن است متناسب با مقامشان ترك اولى رخ دهد، ممكن است كارى براى كسى كه در مرتبه پايين هست، ترك اولى محسوب نشود ولى براى كسى كه بالاتر از آن مرتبه هست، ترك اولى باشد، كه آن را براى خويش تقصير و گناه مىشمرد به هر حال هر چه مراتب قرب به خدا بالاتر رود، مراتب عصيان هم ظريفتر و كم جلوهتر مىشود.
پس گناه آنان به معناى انجام محرمات نيست، بلكه چه بسا اهميّت يك چيزى كه حرام نيست براى معصوم بيشتر از اهميّت محرماتى باشد كه مردم ديگر مرتكب مىشوند.
عبارت معروف «حَسَناتُ الْابْرارِ سَيِّئاتُ الْمُقَرَّبينَ» يعنى اعمال نيك خوبان، گناهان مقربان است، اشاره به همين مطلب است.
مقربان داراى وظايف خاصّى هستند كه تخلف از آنها را براى خود، باعث دورى از محبوب و معبود مىدانند به اين جهت آن را گناه تلقى كرده، به درگاه خدا زارى مىكنند نه اينكه از عذاب جهنم و محروميت از بهشت بترسند. بلكه بالاترين ترس و عذاب براى آنان اين است كه عنايت محبوب به آنها كم شود واندكى، مورد بى توجهى او قرار گيرند.
پس استغفار پيامبر «وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ» «١» پيامبر براى گناهت طلب مغفرت كن، و همين طور اعتراف معصومان به گناه در كلماتشان و طلب مغفرت آنها به جهت ارتكاب معصيت رايج در بين مردم نيست.
ب- نمونه ديگر نسبت «ذنب» به حضرت موسى (ع) است كه وقتى مأموريت يافت فرعونيان را به دين توحيد دعوت كند، عرض كرد: «وَ لَهُمْ عَلَىَّ ذَنْبٌ فَاخافُ انْ يَقْتُلوُنِ» «٢» در نظر آنان من گنهكارم و مىترسم (به كيفر آن) مرا بكشند.
پاسخ اين است كه گاهى به پيامبران نسبت «ذنب» داده شده كه به عصيان خدا بر نمىگردد بلكه ذنب از نظر ديگران محسوب مىشود در اين جا «ذنب» به معناى اثر و پيامد كار است و اصولًا ذنب در لغت به معناى دم و دنباله است؛ كارى كه انسان انجام مىدهد، اثر و پيامدى دارد كه اگر ناخوشايند باشد به آن «ذنب» گفته مىشود. به عنوان