نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢١
درس دوم: نياز به پيامبران براى تعليم و تربيت خاصيّت عالم مادّه اين است كه بر اثر تغيير و تحوّلات، استعداد كسب فيضهاى جديدترى پيدا مىكند، خاك بر اثر تحول، اين استعداد را پيدا مىكند كه تبديل به گياه شود و نطفه اين استعداد را پيدا مىكند كه روح انسانى در آن دميده شود. پس خود تحوّلات، موجب پيدايش استعداد فيضهاى جديد مىشود.
انسان در عالم مادّه آفريده شده تا به كمال برسد و ناچار ويژگى تكامل تدريجى را دارد و به هر هدف تكاملى كه بخواهد برسد، بايد از مسير تغيير و تحوّل بگذرد و بطور تدريجى استعدادهاى خود را به فعليت برساند. او مانند بچهاى است كه مىخواهد راه رفتن را ياد بگيرد تا راه بيفتد و بدون شك، چارهاى نيست جز اينكه مادر مهربان دستش را گرفته و آرام آرام شيوه راه رفتن را به او بياموزد. شكى نيست كه انسان استعداد زيادى براى رشد و تكامل دارد و به جهت ويژگى اختيار، مىتواند با انتخاب راه تكامل، به عاليترين كمالات ممكن برسد، همان طورى كه مىتواند با انتخاب راه انحطاط، به پستترين درجات سقوط كند.
انسان براى اينكه بتواند مسير تكاملى خود را بپيمايد، علاوه بر توان ذاتى و استعدادهاى فطرى كه دارد، به دو چيز نيازمند است: يكى تعليم و ديگرى تربيت.
احتياج به تعليم از آن روست كه انسان براى رسيدن به كمال، بايد در درجه اول راه رسيدن به آن را بشناسد و بدون شك با اين ادراكات عادى كه دارد، خودش نمىتواند آن