نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ١١٦
مىداديم. يا مىگفتند: چرا ايشان از مزاياى مالى بهرهمند نيستند يا چرا فرشتهاى همراه پيامبر نيامده است.
«لَوْلا انْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ اوْجاءَ مَعَهُ مَلَكٌ» «١» چرا بر او گنجى فرود نيامده يا همراه او فرشتهاى نيامده است.
گاهى تقاضاى نزول قرآن ديگرى همراه اين قرآن مىكردند.
«وَ قالَ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقائَنَا ائْتِ بِقُرْانٍ غَيْرِ هذا اوْ بَدِّلْهُ» «٢» و آنان كه اميد لقاى ما را نداشتند، گفتند: (اگر مىخواهى، ايمان بياوريم) يك قرآن ديگر بياور (همراه اين قرآن) يا اين را عوض كن.
اين از حيلههاى عجيبى بود كه به كار مىگرفتند، چون اگر پيامبر (ص) چنين كارى مىكرد، مىگفتند: پس معلوم مىشود كه دست خودش است، اگر پيامبر بود حق نداشت عوض كند و اگر پيامبر قرآن را تعويض نمىكرد، مىگفتند تو درخواست ما را قبول نكردى، پس ما ايمان نمىآوريم.
تطميع و تهديد:
شيوه ديگرى كه در قرآن به بسيارى از امتها نسبت داده شده، اين است كه پيامبران خدا و پيروانشان را به انواع شكنجه، تبعيد، سنگسار كردن و كشتن تهديد مىكردند و از سوى ديگر ابزار تطميع را به كار مىگرفتند.
«وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ ارْضِنا اوْ لَتَعُودُنَّ فى مِلَّتِنا» «٣» كافران به پيامبرانشان مىگفتند: يا شما را از سرزمين خود مىرانيم يا به كيش ما باز گرديد.
«وَ لَوْلا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ» «٤» (به شعيب گفتند) اگر به خاطر قبيلهات نبود، سنگسارت مىكرديم.