نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٩
نظم هر چند با امير فاسد بهتر از هرج و مرج است و گرنه در صورت امكان رهبر صالح لازم است چنانچه بيان خواهد شد.
بعد از آنكه ضرورت نياز به قوانين آسمانى و زمامدار به اثبات رسيد و روشن شد كه سعادت دنيا و آخرت انسان، در گرو پياده شدن قوانين آسمانى در جامعه است، بايد ديد چه كسانى مىتوانند قوانين خدا را پياد كرده و در تمام ابعاد به اجرا در آورند و مديريت جامعهاى كه بايد قوانين الهى در آن به اجرا در آيد، بايد به چه كسانى سپرده شود؟
پاسخ: يك احتمال اين است كه بگوييم هر كسى كه حكومت را در جامعه به دست گرفته- از راه زور يا به انتخاب مردم- هر چند فرد فاسد و ستمكارى باشد، انبيا قانون رااز راه وحى بگيرند وبراى اجرا به آن حاكم ارائه كنند. بطلان اين مطلب در صورتى كه آن زمامدار فاسد باشد، بسيار روشن است؛ آيا ممكن است انسان فاسد و ستمكار بتواند قوانين الهى را پياده كند و مردم را با مديريت صحيح به اهداف عالى انسانى برساند؟! كسى كه بويى از معنويت و كمال نبرده و حاضر نيست لحظهاى از هوسرانى و خوشگذرانى خود دست بردارد، چگونه مىتواند يك جامعه را با اجراى قوانين الهى به سوى سعادت ابدى رهبرى كند؟! آيا بر خداوند حكيم، قبيح نيست كه قوانين خود رابراى اجرا، به دست چنين اشخاصى بسپارد؟ ناچار بايد گفت: براى اجراى قوانين الهى، حاكم الهى لازم است كه هم شناخت درست از فرمانهاى خدا داشته باشد و هم از انگيزه كافى و هم از توانائى لازم برخودار باشد و اين در حد اعلا در انبيا و معصومان وجود دارد.
پس اين مطلب بروشنى ثابت مىشود كه تنها كسانى صلاحيت رهبرى جامعه را دارند كه صلاحيت و شايستگى آنان از طرف خداوند تاييد شود و تنها آنانند كه مىتوانند خود به قوانين الهى عمل كرده و آن را در جامعه به اجرا درآورند و مردم را به كمال نهايى و هدف آفرينش سوق دهند و آنان كسانى جز انبياى الهى و افراد مورد تاييد آنان نيستند و به جهت درستى و پاكى و عدالتى كه جامعه بشرى در طول تاريخ در آنان سراغ دارد و به خاطر اينكه قوانين و دستوراتى كه آوردهاند با فطرت مردم هماهنگ و سازگار است، حكومتشان از پشتوانه محكمى برخوردار است.