نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٧١
ديگرى را شناخته و از بشارت و تأييد وى اطلاع يافته باشند. پس كسانى كه نبوّت حضرت موسى و عيسى برايشان روشن نبوده طبيعى است نبوّت حضرت رسول (ص) هم براى آنان از اين راه ثابت نمىشود، امّا براى خصوص يهود و نصارا، بويژه آنهايى كه بطور دقيق اوصاف پيامبر اكرم (ص) را مىدانستند، حجت تمام بود. «١» جمع آورى قراين راه ديگر شناسايى پيامبران، گردآورى قراين و شواهد است كه نبوت مدّعى را قطعى مىسازد و انسان از مجموع «٢» قراين يقين پيدا مىكند كه وى با اين اوضاع و احوال، فرستاده خداست. امّا اين راه در مورد پيامبرانى است كه سالها در ميان مردم زندگى كرده، داراى منش شناخته شدهاى باشند، ولى اگر پيامبرى به عنوان مثال در دوره جوانى و پيش از آنكه مردم به شخصيّت و منش ثابت او پى ببرند، مبعوث به رسالت شد، نمىتوان صحّت ادّعاى او را از راه قراين شناخت. «٣» امروزه يكى از راههاى قضاوت در محاكم، گردآورى قراين و شواهد است كه مىتواند پرده از روى ماجرا بردارد.
اين قراين در مورد پيامبران مىتواند امور زير باشد:
١- بررسى خصوصيات اخلاقى مدّعى، علاقه او به مال و مقام و سوابق زندگى او در ميان مردم.
٢- محيطى كه از آنجا برخاسته است. به عنوان مثال: بايد ديد كه آيا محيط وى بعثت چنين مدّعى را ايجاب مىكرده يا نه، بطور مسلم هر گاه از ميان يك ملّت درس نخوانده، مردى بر خيزد كه با نداشتن سواد، مردم را به پاكى و نيكى و نظام صحيح زندگى دعوت كند، چنين انتخابى از ميان آن ملّت، گواه برانگيختگى وى از مقام ربوبى خواهد بود.
٣- محتويات آيين پيامبر از نظر معارف و احكام: هرگاه سخنان او با علم و عقل تطبيق كند، در بيان صفات خدا و معاد، از صحيحترين راه وارد شود، مردم را به عاليترين نظام