نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٩١
درجه ايمان به حدّ شهود برسد، بحدّى كه آدمى حالت خود را در هنگام ارتكاب گناه، حالت شخصى ببيند كه مىخواهد خود را از كوه پرت كند يا زهر كشندهاى را بخورد، احتمال اختيار گناه به صفر مىرسد؛ يعنى هرگز به طرف گناه نمىرود. چنين حالتى را عصمت از گناه مىناميم. پس عصمت از گناه ناشى از كمال ايمان و شدّت تقواست، نه اينكه معصومان مجبور به ترك گناه باشند. آنان بر انجام گناه توانا هستند، امّا آن را انتخاب نمىكنند، چون نتيجه گناه كردن برايشان بسيار روشن است. خداوند نيز كسانى را براى رسالت بر مىگزيند كه مىداند به اختيار خود گناه نمىكنند. و خدا نيز آنان را مدد مىرساند ولى بايد دانست كه كمكهاى خداوند بى حساب نيست؛ اين طور نيست كه خداوند به پيامبرى كمك كند تا گناه نكند، امّا اين كمك را از ديگران دريغ ورزد، بلكه كمكهاى خدا بر اساس ضوابطى است و هر كس هر اندازه كار خير كند و براى خدا قدم بر دارد، به همان اندازه از امدادهاى الهى بهرهمند مىشود و چون پيامبران آنچه در توان دارند، در راه بندگى خدا مايه مىگذارند و كوتاهى نمىكنند، زمانى هم كه نياز به كمك دارند، خدا به مدد آنان مىرسد. پس امدادهاى الهى طورى نيست كه از پيامبران سلب اختيار كند.
مصونيت انبيا از اشتباه:
راز مصونيت انبيا از اشتباه در مقام دريافت وحى اين است كه ادراك وحى مانند ادراكات عادى خطا بردار نيست. كسى كه استعداد دريافت آن را داشته باشد، صاحب يك توانايى علمى مىشود كه به شكل حضورى آن را مىيابد و ارتباط آن را با وحى كننده (خواه فرشتهاى واسطه باشد يا نه) مشاهده مىكند و امكان ندارد كه گيرنده وحى دچار ترديد شود كه آيا وحى را دريافت كرده يا نه يا چه كسى به او وحى كرده است؟ يا محتواى آن چيست؟ زيرا اين مسأله شبيه آن است كه گفته شود، كسى در وجود خودش يا در امور حضورى و وجدانىاش شك كرده است!! بايد گفت كه پيامبران الهى از درون خود با واقعيت هستى ارتباط و اتصال دارند و فرض اشتباه در متن واقعيت بى معنى است انسانهايى هم كه از نظر آگاهيها در متن جريان واقعيت قرار مىگيرند و به علم حضورى آن را ادراك مىكنند، ديگر از هرگونه اشتباه در تشخيص مصون و معصوم خواهند بود.