نبوت عامه

نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ١١٥

مى‌كردند، چون شخصى كه در ميان جامعه‌اى مورد تمسخر قرار گيرد و همه به او بخندند، مشكل است بتواند مقاومت كند، ولى پيامبران به خاطر رسالت خود استقامت مى‌ورزيدند.
افترا و نسبتهاى ناروا:
تهمتهايى به انبيا مى‌زدند تا شخصيت آنها را در جامعه خرد كنند و به اصطلاح، ترور شخصيت كنند تا مردم به ايشان علاقه و گرايش پيدا نكنند. از اتهامات شايعى كه به همه پيامبران مى‌زدند، تهمت جنون و سحر بود.
«كَذلِكَ ما اتَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ الَّا قالُوا ساحِرٌ اوْ مَجْنُونٌ» «١» اين گونه بود كه براى پيشينيان هيچ پيامبرى نيامد، جز اينكه گفتند: او ساحر يا ديوانه است.
«وَ قالُوا يا ايُّهَا الَّذى نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ انَّكَ لَمجْنُونٌ» «٢» و گفتند: اى كسى كه ذكر بر او نازل شده (خطابشان به پيامبر اسلام است) همانا تو مجنون هستى.
لحن خطاب مسخره آميز است؛ يعنى اى كسى كه ادّعا دارى قرآن بر تو نازل شده است، تو ديوانه‌اى.
مغالطه:
هنگامى كه فرستادگان خدا با زبان حكمت و استدلال سخن مى‌گفتند يا با شيوه جدال احسن به بحث و گفتگو مى‌پرداختند و مردم را نصيحت مى‌كردند، سردمداران كفر براى دور كردن مردم از آنان مى‌گفتند: چرا خداوند پيامبران خود را از ميان فرشتگان انتخاب نكرده است. قرآن چنين پاسخ مى‌دهد:
«وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا» «٣» و اگر آن پيامبر را از ميان فرشتگان بر مى‌گزيديم، باز هم او را به صورت مردى قرار