نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٨٠
پاسخ: مىتوان گفت وحى حاصل نبوغ پيامبران نيست و گرنه بايد هر نابغهاى ادعاى وحى مىكرد و اين طور نيست بلكه گاهى نابغهها به صراحت وحى بر خود را نفى كردهاند.
آرى، وحى الهى استعداد و آمادگى ويژهاى را مىطلبد و اين طور نيست كه هر انسانى و هر روح و جانى، آمادگى پذيرش وحى الهى را داشته باشد بلكه تواناييهاى ويژه روحى و عقلى براى درك و دريافت وحى لازم است.
«اللَّهُ اعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ» «١» خدا مىداند كه رسالت خود را كجا قرار دهد.
البته خداى تبارك وتعالى بامدد خود اين زمينه را فراهم وتكميل مى فرمايد.
نطفه پاك ببايد كه شود قابل فيض ورنههرسنگو گلى لؤلؤ ومرجان نشود.
اگر پدران پاك سرشت و مادران پاك دامن نمىبودند، انسانهايى كه شايستگى درك وحى الهى را داشته باشند و به مقام نبوت نايل آيند وجود نمىداشتند.
و لازم به ذكر است كه حقيقت وحى براى ما مجهول است و فهم ما درباره اين كه انبيا چگونه اين پيامها را دريافت مىكنند و چه حالاتى در هنگام نزول وحى دارند، نارساست ولى بايد به اين آگاهى ايمان بياوريم.
در برابر اين نظر، گروهى وحى را مولود نبوغ فكرى انبيا دانسته؛ مىگويند: دستگاه آفرينش پيامبران را در دامن خويش پرورش مىدهد و آنها با نبوغ ذاتى خود، جامعه را به اخلاق نيك و اعمال شايسته و رعايت عدالت اجتماعى و ... دعوت مىكنند و گامهاى مؤثرى براى سعادت بشر بر مىدارند و آنچه را به عنوان احكام به مردم عرضه مىكنند، جز نتيجه نبوغ فكرى آنان نيست و هرگز ارتباطى با جهان غيب ندارد.
از آنجا كه صاحبان اين نظريه، به غير اصالت مادّه معتقد نيستند، ناچار همه پديدهها حتّى وحى را توجيه مادى مىكنند؛ در حالى كه اين نظر مخالف گفتار پيامبران است؛ آنان مدعى دريافت وحى آسمانى هستند و آشكارا مىگويند كه وحى از خداست.