نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٦٤
اين كار در صورتى تحقق پيدا مىكند كه معجزه پيامبر، با فن و دانش زمان خويش هماهنگ باشد و چون دانشمندان هر فنى به خصوصيات آن فن آشناترند و به رموز آن احاطه كامل دارند، عملى را كه مقابله با آن ممكن نيست، از كارى كه معارضه با آن امكان دارد، بخوبى تشخيص و تميز مىدهند و از اين جهت- در صورت نداشتن موانع براى عبوديّت- زودتر از ديگران به تصديق صاحب معجزه بر مىخيزند و به او ايمان مىآورند.
خداوند حضرت موسى را با «عصا» و «يد بيضا» همراه ساخت؛ زيرا در زمان وى «جادوگرى» به اوج خود رسيده و در ميان مصريها جادوگران زيادى بودند. از آنجا كه آنان به خصوصيات جادو بيش از ديگران آشنايى داشتند، زودتر از ديگران به تصديق حضرت موسى برخاستند؛ زيرا ديدند كه عصا در يك لحظه به صورت اژدها درآمد و آنچه را كه ساحران به ميدان آورده بودند، بلعيد و دو مرتبه به حال قبلى بازگشت. آنها فهميدند كه اين كار از حدود جادو بيرون بوده و جز معجزه چيز ديگرى نيست. از اين رو، در مجلس فرعون بدون اينكه از خشم و تهديد او بترسند، ايمان خود را به رسالت حضرت موسى (ع) اعلام داشتند. «١» در زمان حضرت مسيح (ع) طب يونانى رواج كامل داشت و پزشكان زمان او طبابتهاى شگفت انگيزى انجام مىدادند. وقتى كه آن حضرت به پيامبرى و رسالت برانگيخته شد؛ اعجازش زنده كردن مردگان، شفاى نابينايان مادر زاد و مبتلايان به برص و امثال اينها بود كه طبيبان هرگز از عهده چنين كارهايى بر نمىآمدند؛ تا اهل زمان او بويژه دانشمندان و متخصصان پزشكى آن عصر بدانند كه كارهاى او از حدود توانايى بشر بيرون است و به قدرت خداوند متّكى است.
در زمانى كه پيامبر اسلام به رسالت برانگيخته شد، عرب جاهلى در فن فصاحت و بلاغت بر ملتهاى ديگر برترى داشت و در فنون ادبى به عاليترين درجه رسيده بود. آنها براى مسابقه در فن شعر و خطابه، مجلس ترتيب مىدادند و هر كس به مقدار توانايى