نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٦٠
مىگويد ممكن است اين معلول از يك راه ديگرى هم حاصل شود كه ما نمىدانيم. شايد هزارها سال، بشر فكرى مىكرد كه حرارت جز از آتش حاصل نمىشود، ولى امروزه راههاى ديگرى براى پديد آمدن حرارت كشف شده است؛ بسيارى از فعل و انفعالات شيميايى موجب پيدايش حرارت مىشود و شايد علتهاى ديگرى هم باشد كه ما هنوز نمىدانيم حال اگر مردم در گذشته خيال مىكردند علت منحصر اين پديده، شئى خاصى است آيا پس از آن كه علت جديدى براى آن پيدا شد، معنايش اين است كه قانون عليت نقض شده است؟ قانون عليّت مىگفت: معلول بدون علت، يافت نمىشود، امّا آن علت را نشان نمىدهد، پس وقتى علت جديدى كشف شد مىفهميم كه آن علت، تنها علت نبوده و قابل جاىگزينى است. بنابر اين، اگر ما پذيرفتيم كه بهبودى مريض هميشه از راه خوردن دارو حاصل نمىشود و يك راه ديگرى نيز هست، اين امر نقض قانون عليّت نيست، بلكه علت جديدى كشف شده است. حال، اين علت جديد دو جور است:
گاهى علت مادى است و گاهى علت غير مادى و قابل تحصيل است و انسانهايى مىتوانند آن را به دست آورند مثل قدرتهاى نفسانى كه مرتاضان پيدا مىكنند پس آن هم علتى است براى پيدايش يك پديدهاى در جهان ماده، ولى خود علت، امر مادّى نيست، بلكه امر نفسانى بوده ولى ممكن است كسانى از راه آموختن آن را به دست آورند و به كارگيرند، اين قسم نيز نقض قانون عليت نيست، بلكه كشف علت جديد است، ليكن يك علت غير مادى است براى پديدههاى مادى.
بالاتر از اينها يك علت معنوى وجودى دارد كه از طريق عادى قابل تحصيل و آموزش نيست و موهبتى الهى است؛ وقتى كه مىگوييم پيامبرى مردهاى را زنده كرد؛ يعنى خدا يك قدرتى به او داده بود كه به اذن او اين قدرت را به كار گرفت. اين قدرت علت بود براى زنده شدن مردهاى يا شفا يافتن مريضى.
مبدأ اين قدرت چيزى است كه خداوند به نفس آن پيامبر مرحمت كرده است ولى قابل آموزش نيست و ديگران نمىتوانند به آن دست يابند، ولى به هر حال علت است.
نتيجه اينكه، پذيرفتن معجزه نقض قانون عليت نيست، بلكه پذيرفتن علتى است براى پديدههاى عادى اما نه از سنخ علتهاى عادى، بلكه علتى معنوى است كه به موهبت الهى در نفس پيامبر تحقق پيدا مىكند و قابل آموزش نيست.