نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٣٤
٤- مىبينيم همه جاى جهان امروز از وجود پيامبران الهى باخبرند و كتاب و هدايت آنان به همه جاى كره زمين رسيده است و بسيارى از اقوام و سرزمينها طى هزاران سال از دين الهى پيروى كردهاند؛ بنابراين آنچه از هدايت پيامبران يا بعضى از آنها بوده از دير باز به بشريت رسيده است و از اين جهت حجت بر همه يا اكثريت قريب به اتفاق انسانها تمام شده است.
٥- هر جا كه پيامبران الهى به آنجا نرفتهاند و يا پيام آنان توسط نمايندگانشان يا مؤمنان به آنان نرسيده باشد و در بىخبرى نسبت به وحى و نبوت قرار گرفته باشند مردم معذورند و از عذاب الهى در امان؛ زيرا خداوند متعال فرموده:
«وَ ما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتّى نَبْعَثَ رَسُولًا» «١» و ما عذاب كننده نيستيم تا اين كه پيامبرى را برانگيزيم.
ب- وجود مفاسد على رغم ارسال رسل و پاسخ آن:
اگر انبيا براى هدايت و تعليم و تربيت انسانها مبعوث شدهاند، چرا با وجود ايشان اين همه فساد پديد آمده و اغلب مردم در بيشتر زمانها، به كفر و عصيان مبتلا شدهاند و حتى پيروان اديان آسمانى نيز به دشمنى و ستيز با يكديگر برخاستهاند؟ آيا حكمت الهى اقتضا نداشت كه خداى متعال اسباب ديگرى نيز فراهم كند كه جلوى اين فسادها گرفته شود ودست كم پيروان انبيا به نبرد با يكديگر برنخيزند؟
با تامل در ويژگى اختيارى بودن تكامل انسان، جواب اين سؤال روشن مىشود، زيرا چنان كه گفته شد، حكمت الهى اقتضا دارد كه اسباب و شرايط تكامل اختيارى- نه جبرى- براى انسانها فراهم شود، تا كسانى كه مايلند، بتوانند راه حق را بشناسند و با پيمودن آن به كمال و سعادت خود برسند ولى فراهم شدن اسباب و شرايط براى چنين تكاملى بدين معنا نيست كه همه انسانها از آن بخوبى استفاده كرده و بطور لزوم راه صحيح را برگزينند قرآن كريم در اين باره فرموده است: