نبوت عامه

نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٨

نمى‌تواند جلوى هرج و مرج و تجاوز به حقوق ديگران را بگيرد، به عبارت ديگر، پيدايش جامعه سالم تنها در گرو وجود قانون كامل نيست، چون اين همه ظلم و خونريزى و فساد در روى زمين، در حالى مشاهده مى‌شود كه قانون الهى موجود است.
بنابراين، تحقق نظم اجتماعى و جامعه صالح، نيازمند اجراى قانون كامل است و بايد كسانى باشند كه قانون الهى را بطور صحيح و در تمام ابعاد اجرا كنند و با به دست گرفتن مديريت جامعه، قوانين الهى را پياده كرده، جلوى هرج و مرج و ظلم و ستم را بگيرند، حق مظلوم را از ظالم بستانند و جنايتكاران و مفسدان را به سزاى كردارشان برسانند، تا انسان بتواند در چنين جامعه سالم و الهى، به اهداف خدايى خود برسد و استعدادهايش را شكوفا سازد.
به بيان ديگر، وجود قانون الهى در ميان بشر شرط لازم است نه شرط كافى و حكم لكوموتيو نيرومند و پر قدرتى را دارد كه واگنهاى عظيم طبقات اجتماع به آن بسته شده است؛ اين قطار عظيم و پر قدرت گر چه آمادگى فراوانى براى پيشروى دارد، اما تا يك راننده ماهر و آشنا به فنّ راندن قطار نباشد، اين قطار از جاى خود حركت نخواهد كرد و مسافرانش به مقصد نخواهند رسيد؛ همين طور اگر قوانينى كه از طرف خداوند براى تامين سعادت دنيا و آخرت بشر نازل شده، در جامعه به اجرا در نيايد و احكام فردى و اجتماعى دين به وسيله مديريت صحيح پياده نشود، تنها وجود قوانين الهى دردى را دوا نمى‌كند از اين رو، حضرت امير (ع) در آنجا كه خوارج گفتند: «لاحُكْمَ الَّا لِلَّهِ» فرمود:
«كَلِمَةُ حَقٍّ يُرادُ بِهَاالْباطِلُ نَعَمْ انَّهُ لاحُكْمَ الَّا لِلَّهِ وَلكِنْ هؤُلاءِ يَقُولُونَ لا امْرَةَ الَّا لِلَّهِ وَانَّهُ لا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ اميرٍ بَرٍّ اوْ فاجِرٍ» «١» سخن حقى است كه به آن باطل اراده شده است، آرى حكم جز از جانب خدا نيست، ولى اين گروه مى‌گويند: فرمانروايى- در بين خلق- جز براى خدا نيست و حال آنكه ناچار براى مردم اميرى، نيكوكار يا بدكار لازم است.
پس اصل نياز به رهبر و زمامدار، از ضروريات زندگى جامعه انسانى است و وجود