نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٢٢
راه را بشناسد و نيازمند معلّمانى است كه اشتباهات او را نداشته باشند و علمشان از نوع علومى نباشد كه محصول تفكر انسان است و با خطا و اشتباه آميخته است. آنان جز انبيا و پيامبران الهى نيستند؛ همان كسانى كه علوم و معارف خود را از مبدأ هستى دريافت كرده و هيچ گونه خطا و اشتباهى در علمشان نيست و تنها آنانند كه به خاطر مهر و محبت و علاقهاى كه به هدايت ما دارند، مىتوانيم دست خود را به دست آنان داده و شيوه راه رفتن در مسير عبوديت و كمال را از آنان بياموزيم.
نتيجه اينكه لازم است خداوند براى هدايت انسان در مسير تكامل تدريجىاش، معلمانى را برانگيزد تا جهل او را برطرف كرده و راه سعادت ابدى را به او نشان دهند و در غير اين صورت انسانى كه استعداد رشد و تكامل داشته، بر اثر جهل نمىتواند استعدادهاى تكاملىاش را به فعليت برساند و اين با حكمت خداوند سازگار نيست.
نياز انسان به تربيت از آن روست كه انسان شكوفه منحصر به فرد و گل سرسبد موجودات است كه باغبان آفرينش او را كاشته و براى رسيدن به كمال نيازمند به تربيت است يعنى بايد نيازمنديهاى او در مسير كمال برطرف شود كه وجود مربى يكى از آنهاست چنانچه يك گياه با استفاده از نور و هوا و با تربيت باغبان بزرگ مىشود و ثمر مىدهد انسان نيز محتاج باغبانى است كه با دست پر مهر خود، خارهايى را كه مانع رشد اوست بر طرف كند و آب معنويّت را به جان او برساند. آيا ممكن است خداوندى كه از نيازمنديهاى يك گياه در مسير رشد و كمال اطلاع دارد و آنها را برطرف كرده است، از نياز انسان به مربى بىاطلاع باشد و آن را براى او نفرستاده باشد؟ فياضيت مطلق و حكمت بى پايان او اقتضا مىكند كه به نياز انسان در زمينه احتياج به تربيت و مربى پاسخ مثبت داده باشد و كسانى را كه خود انسانهاى تكامل يافتهاى هستند، براى تربيت انسان گسيل دارد و آنان جز انبياى الهى نيستند. قرآن كريم يكى از اهداف بعثت انبيا را تعليم و تربيت انسان معرفى كرده مىفرمايد:
«هُوَ الَّذى بَعَثَ فِى الْامِّيّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ اياتِهِ وَ يُزَكّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ