نبوت عامه

نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٨

هم مستحق عذاب باشد و بر خداوند جايز باشد كه او را عذاب كند در حالى كه آيه فوق اين مطلب را نفى مى‌كند. پس از ديدگاه خداوند عقل انسان كافى نيست و لازم است پيامبرى را براى هدايت او بفرستد.
برهان حكمت در بيان امام صادق (ع)
هشام بن حكم نقل مى‌كند كه كافرى از امام صادق (ع) سؤال كرد: از كجا وجود انبيا و پيامبران را ثابت مى‌كنى؟ حضرت فرمود: وقتى ثابت كرديم كه ما داراى آفريننده و سازنده‌اى هستيم كه وجودش برتر از وجود ما و تمام آفريدگان است و او حكيمى است كه امكان ندارد مشاهده و لمس شود و با آفريدگانش- بطور مستقيم- مباشرت كند و آنان هم با او مباشرت كنند و او با مخلوقاتش بحث و گفتگو كند و آنان با او استدلال كنند، ثابت مى‌شود كه او سفيرانى در ميان خلق دارد كه مردم را به مصالح و منافعشان و به آنچه كه بقاى آنان در آن است و با ترك آن نابود مى‌شوند، راهنمايى مى‌كنند. پس- ضرورت وجود- امر كنندگان و نهى كنندگان از جانب خداوند حكيم و دانا، در ميان خلق ثابت مى‌شود و در اينجاست كه ثابت مى‌شود نبوت عامه ٢٥ نياز به الگو ص : ٢٣ كه خداوند گويندگان و مفسرانى دارد و آنان انبيا و برگزيدگان از خلقش هستند، حكيمانى كه به وسيله حكمت ادب شده و به حكمت برانگيخته شده‌اند- تا آن را به مردم بياموزند- و با اينكه ايشان در آفرينش و تركيب بدنى مانند مردم مى‌باشند، امّا با حالات آنها مشاركت ندارند و از جانب خداوند حكيم دانا به وسيله حكمت و دلايل و براهين تأييد شده‌اند كه آنان پيامبران خدايند- از جمله آن دلايل و شواهد، زنده كردن مردگان و شفاى نابينا و مداوى برص است- پس زمين خدا خالى نيست از حجتى كه با او دانشى باشد كه دلالت بر راستى گفته پيامبر (ص) كند و لزوم عدالتش را برساند. «١» چنانچه پيداست در حديث فوق به حكمت خداوند بر لزوم بعثت انبيا استدلال شده است و اگر ادراكات انسان براى شناخت راه سعادت و كمال كافى مى‌بود، ضرورتى براى بعثت انبيا نبود.