نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ١١٤
شنيدند، اشك از چشمانشان جارى مىشود و ايمان مىآورند) اين است كه گروهى از نصارا كشيش و راهب هستند (علما و زهّاد) و آنان كبر نمىورزند.
پس سبب اين كه عدّهاى از مسيحيان حق را مىپذيرند، اين است كه در ميانشان دانشمندانى هستند كه اگر حق را فهميدند، در برابر آن خضوع مىكنند و نيز در ميانشان زاهدانى هستند كه با عمل خود مردم را به ياد خدا و معاد مىاندازند و علت سوم اين است كه روحيه استكبارى ندارند.
پايبندى به سنّتهاى پيشينيان و نياكان:
«وَ اذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما انْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما الْفَيْنا عَلَيْهِ ابائَنا» «١» وقتى به آنان گفته مىشود از آنچه خداوند نازل كرده پيروى كنيد، مىگويند: بلكه ما پيروى مىكنيم از آنچه كه پدرانمان را بر آن يافتيم.
علاقه به نياكان موجب مىشود كه روش آنان را درست بدانند و با دعوت انبيا مخالفت كنند.
شيوههاى برخورد مخالفان انبيا تحقير و استهزاء:
عمومىترين شيوه مخالفان انبيا مسخره كردن و تحقير بود.
«يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ الَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ» «٢» خيلى جاى تأسّف است بر مردم كه هيچ پيامبرى به جانب آنها نمىآمد، مگر او را به مسخره مىگرفتند.
اگر پيامبران به نيروى خودشان متّكى بودند، در برابر اين رفتار خواه ناخواه عقب نشينى