نبوت عامه

نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ١١٣

انگيزه‌هاى مخالفت با انبيا از آيات قرآن استفاده مى‌شود كه يكى از علتهاى مخالفت با انبيا، بخشى از عوامل روانى و غير روانى بوده است اين عوامل در همه زمانها در عده‌اى از مردم ممكن است وجود داشته باشد، حال به بررسى آنها مى‌پردازيم:
كبر:
سردمداران جامعه بر اثر موقعيت اجتماعى خود روح متكبّرانه و مغرورى پيدا كرده بودند كه باعث مى‌شد سخنان پيامبرشان را نشنوند و نپذيرند، آنها عارشان مى‌آمد كسى چيزى بگويد و آنان قبول كنند. علّت نپذيرفتن، حالت تكّبرى بود كه در دل داشتند.
«انْ فى صُدُورِهِمْ الَّا كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغيهِ» «١» (آنان كه مخالفت مى‌كنند) جز اين نيست كه در سينه‌هايشان كبر است كه هرگز به آن نمى‌رسند.
يعنى علت مخالفت و جدال آنان با تو، اين نيست كه مى‌خواهند حق را به دست آورند، بلكه علّتش تكبر آنان است و هدفشان از مخالفت و جدال، از بين بردن حق است كه هرگز به اين هدف نخواهند رسيد.
«انَّهُمْ كانُوا اذا قيلَ لَهُمْ لا الهَ الَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ» «٢» آنان چنين بودند كه وقتى بدانها گفته مى‌شد هيچ معبودى جز «الله» نيست، كبر مى‌ورزيدند.
قرآن از بعضى علماى مسيحيت و رهبانان نقل مى‌كند كه وقتى حق را مى‌شنوند، مى‌پذيرند.
«ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسّسينَ وَ رُهْباناً وَ انَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ» «٣» (جهت اين كه مسيحيان بيشترين دوستى را با مؤمنان دارند و وقتى كه آيات خدا را