نبوت عامه - علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٠٦
تكوينى پيامبران قدرت تصرفى است كه خدا به آنان مىدهد و اگر بخواهد از آنان مىگيرد و پيامبران و ساير اولياى خدا، به اذن الهى تصرفات خود را انجام مىدهند؛ اگر اذن الهى نباشد، آنان توان اعمال ولايت تكوينى و انجام تصرفات مورد نظر را نخواهند داشت. به عبارت ديگر پيامبران در ولايت تكوينى استقلال ندارند بلكه در سايه قدرت و اذن الهى اين كار را انجام مىدهند؛ به همين جهت در آيهاى خدا به حضرت عيسى (ع) مىفرمايد:
«وَ اذْ تَخْلُقُ مِنَ الطينِ كَهَيْئَةِ الْطَّيْرِ بِاذْنى فَتَنْفُخُ فيها فَتَكُونُ طَيْراً بِاذْنى» «١» و هنگامى كه به اذن من از گل، شكل پرنده را مىسازى پس در او مىدمى و آن به اذن من پرندهاى مىشود.
در اين جا موارد ديگرى همانند آيه فوق كه در قرآن و روايات بيان شده ذكر مىكنيم:
الف- حضرت سليمان از خداوند تقاضاى سلطنتى كرد كه براى ديگران فراهم نشود و خداوند به او قدرت سلطنت بر جن، شياطين و پارهاى از عوامل طبيعى را عطا فرمود؛ از جمله در آيهاى مىفرمايد:
«وَ لِسُلَيمانَ الرّيحَ عاصِفَةً تَجْرى بِامْرِهِ» «٢» باد وزنده و تند را براى سليمان رام كرديم كه به فرمان او جريان پيدا مىكند.
ب- يوسف به برادرانش گفت:
«اذْهَبُوا بِقَميصى هذا فَالْقُوهُ عَلى وَجْهِ ابى يَأْتِ بَصيراً ... فَلَمَّا انْ جاءَ الْبَشيرُ الْقيهُ عَلى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصيراً» «٣» اين پيراهنم را ببريد و به صورت پدرم افكنيد تا بينا گردد ... پس وقتى كه بشارت دهنده پيراهن يوسف را بر صورت يعقوب افكند، او بينا گشت.
ج- «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ انْ يَرَوْا ايَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ» «٤» رستاخيز نزديك شد و ماه شكافته شد، هنگامى كه نشانهاى ببينند روى مىگردانند و