معاد شناسى

معاد شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٩

بلكه تنها به معناى بهم خوردن صورت تركيبى آن است و خداوند توانا از همان ذرات پراكنده، بار ديگر بدن او را ساخته و به شكل نخستين آن در مى‌آورد. «١» آرى، بدنى كه در قيامت برمى‌گردد، از جهت مواد آن عين بدن دنيوى است، امّا از جهت شكل و صورت مثل آن نيست؛ زيرا به هر حال، آن هيأت اولى معدوم شده و اعاده كردن عين معدوم محال است.
حضرت صادق (ع) در مورد آيه «كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ ...» يعنى هرگاه پوستهاى آنان پخته شود، پوستهاى ديگرى جايگزين آنها مى‌كنيم تا عذاب را بچشند، در جواب ابن ابى العوجا كه پرسيد: گناه آن غير (پوست جديد) چيست، فرمود: واى بر تو، اين پوست همان پوست اولى است (به اعتبارى) و غير آن است (به اعتبار ديگر) او گفت: در مورد آن براى من از امور دنيا مثالى بياور. حضرت فرمود: آيا ديدى كه اگر مردى خشتى را گرفته و بشكند سپس آن را در قالب خودش بريزد، اين خشت جديد همان خشت اولى است (از جهت موادش) و غير آن است (از جهت شكل و صورت). «٢» بنابراين، بدن معدوم نشده است تا بگوييم باز گرداندن آن محال است.