معاد شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢
تاريك و محدود رحم، به زندگى و تكامل خود ادامه مىدهد و سپس به دنيا منتقل مىشود. «١» از حضرت جواد (ع) درباره مرگ سؤال شد، آن حضرت در جواب فرمود:
همانا (مرگ) خوابى است كه هر شب به سراغتان مىآيد، با اين تفاوت كه اين طولانىتر است و شخص از آن بيدار نمىشود مگر روز قيامت، حال براى كسى كه در خواب خويش شاديهاى وصف ناپذير و ترسهاى بىاندازه مىبيند؛ اين حالت شادى و ترس چگونه است، مرگ نيز همان طور است. «٢» همچنين امام زين العابدين (ع) از پيامبر اكرم (ص) چنين نقل مىكند:
انَّ الدُّنْيا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ جَنَّةُ الْكافِرِ وَ الْمَوْتُ جِسْرُ هؤُلاءِ الى جَنَّاتِهِمْ وَ جِسْرُ هؤُلاءِ الى جَحيمِهِمْ «٣» دنيا، زندان مؤمن و بهشت كافر است و مرگ براى مؤمنان پلى براى رسيدن به بهشت و براى كافران پلى به سوى جهنّم است.
دكتر كارل، دانشمند فرانسوى مىگويد:
پاسخ مذهب به اضطراب بشريّت در برابر راز مرگ، خيلى بيشتر از جواب علم، ارضاء كننده است؛ مذهب به انسان پاسخى مىدهد كه قلبش مىخواهد. «٤» در طرف مقابل، كافر، مرگ را به معناى فنا و نابودى مىداند، با اينكه دليلى بر انكار معاد ندارد و نمونههاى حيات دوباره را در طبيعت مشاهده مىكند! قرآن درباره آنها مىفرمايد:
و منكران معاد گفتند: زندگى نيست جز همين زندگى دنيايى ما كه مىميريم و زنده مىشويم