معاد شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٣
به عنوان مثال، كسى كه برادر مؤمنش را شاد و مسرور كند، همان سرور، شب اوّل قبر، به صورتى خوشبو و زيبا در مىآيد و با مؤمن مأنوس مىشود و همواره در قبر و در روز حساب، همراه اوست و به او بشارت مىدهد و او را از ترس و وحشت، رهايى مىدهد تا آنكه داخل بهشت شود. «١» همچنين در حديث معراج، پيامبر اكرم (ص) پس از بيان پارهاى از مشاهدات خود مىفرمايد:
آنگاه گذشتم و با قومى روبرو شدم كه در برابرشان، سفرههايى داراى گوشت پاكيزه و سفرههايى داراى گوشت پليد، وجود داشت و آنها گوشت پاكيزه را گذاشته و از همان گوشت پليد مىخوردند. از جبرئيل (ع) پرسيدم اينها كيستند؟ گفت: اينها كسانى هستند كه حلال خدا را گذاشته و حرام مىخورند و اينها از امّت تو هستند ... از آنان گذشتم و با جمعى روبه رو شدم كه لبهاى آنها مانند لبهاى شتران بود. گوشت از پهلوى آنها قيچى مىشد و در دهانشان انداخته مىشد. از جبرئيل (ع) پرسيدم اينها كيانند؟ گفت: اينها كسانىاند كه به روى مردم طعنه مىزنند و به دنبال عيب اين و آن بوده و از اينجا و آنجا سخن مىبرند و فتنه بپا مىكنند «٢» گاهى نيز در همين دنيا، حقيقت عمل به صورت تجسّم يافته توسط اعجاز معصومين (ع) ظاهر شده است. روايت شده كه پيامبر اكرم (ص) روزى مردم را به روزه گرفتن امر كرد و فرمود: كسى افطار نكند تا اينكه من به او اجازه دهم. پس مردم (آن روز را) روزه گرفتند تا اينكه شب فرا رسيد. يك يك خدمت آن حضرت آمده و اجازه افطار مىگرفتند و پيامبر (ص) اجازه مىداد تا اينكه مردى آمد عرض كرد:
من دو دختر دارم كه روزه گرفتهاند و حيا مىكنند خدمت شما بيايند، اجازه افطار آنها را بدهيد. آن حضرت از او اعراض كرد، دوباره تكرار نمود، باز پيامبر (ص) اعراض كرد،