معاد شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٦
و در جاى ديگر درباره اين دو گروه چنين فرمود:
فَامَّا مَنْ اوتِىَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فَيَقُولُ هاءُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ ... وَ امَّا مَنْ اوتِىَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنى لَمْ اوتِ كِتابِيَهْ وَ لَمْ ادْرِ ما حِسابِيَهْ «١» اما كسى كه نامه اعمالش به دست راستش داده شده، مىگويد: (اى اهل محشر!) بياييد كتاب مرا بخوانيد (اين را از فرط شادى مىگويد)، و اما كسى كه نامه اعمالش به دست چپش داده شده، مىگويد: اى كاش نامه اعمالم به من داده نمىشد و نمىدانستم حسابم چيست! چنانكه ملا معاد شناسى ١١٣ همگانى نبودن حساب ص : ١١٢ حظه مىشود اين دو گروه نامه اعمالشان را از دست راست و دست چپ دريافت مىكنند، كه اين خود نشانه و رمزى بر سعادتمندى و رستگارى گروه دست راستى و شقاوت و بدبختى گروه دست چپى در آن سرا مىباشد.
اما اين كه درباره دريافت نامه اعمال توسط اصحاب دست چپ در آيات ياد شده دو گونه بيان آمده است، در يك بيان به دريافت از پشت سر تعبير شده و در بيان ديگر به دريافت از راه دست چپ تصريح كرده است؛ چگونه مىشود ميان اين دو دسته آيات جمع كرد، مفسران تفسيرهاى گوناگونى ذكر كردهاند؛ ولى مناسبتر از همه اين است كه بگوييم هنگامى كه مجرمان تبهكار نامه اعمالشان را به دست چپشان مىدهند آنها از شرمسارى و ذلت دست چپ را پشت سر مىگيرند تا اين سند جرم و رسوايى كمتر ديده شود، و اهل محشر از نامه اعمال آنها كه پر از گناه و سيه روزى است خبر دار نشوند؛ ولى چه فايده كه در آنجا چيزى پنهان شدنى نيست. «٢»