معاد شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥
كسانى كه از مرگ مىترسند و براى آن آماده نيستند، به حقيقت مرگ را نشناختهاند.
به امام محمد جواد عليه السلام عرض شد: چرا عدهاى مرگ را ناخوش مىدارند؟
فرمود:
زيرا مرگ را نشناختهاند. پس، از آن بدشان مىآيد؛ اگر آن را شناخته بودند و از اولياى خداى عزّوجلّ مىبودند، بدون شك مرگ را دوست مىداشتند و مىدانستند كه آخرت برايشان از دنيا بهتر است.
سپس آن حضرت براى تفهيم بهتر مطلب از وى پرسيد: «چرا بچّه و ديوانه، از مصرف دارويى كه بدن را سالم و درد را از بين مىبرد، امتناع مىكند؟» او عرض كرد: «به سبب نادانى آنها نسبت به فايده دارو.» حضرت جواد (ع) فرمود:
قسم به آن كسى كه بحقّ، محمّد (ص) را به نبوّت مبعوث نمود، كسى كه بطور كامل خود را براى مرگ آماده كند، مرگ براى او از اين دارو براى بيمار سودمندتر است. آگاه باش! اگر مردم مىدانستند كه مرگشان به چه نعمتهايى مىانجامد، خواهان آن مىشدند و آن را دوست مىداشند؛ خيلى بيش از خردمندى كه تصميم به خوردن دارو براى دفع بيماريها و جلب سلامتى دارد. «١» ركن اساسى براى نهراسيدن از مرگ، ايمان (به مبدأ و معاد)، عمل صالح و تقرّب به خداست و هر قدر ايمان و عمل شايسته بيشتر باشد، ترس از مرگ كمتر است. از اين رو، كافر، هميشه از مردن هراسناك است، چرا كه اعتقادى به جهان آخرت ندارد و مردن را نابودى مىداند و اگر احتمال آخرت را هم بدهد، كفه ترازوى عملش خالى است و زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح داده است.
معصومين و آرزوى مرگ زندگى دنيا، مقدمهاى براى زندگى آخرت است. اگر اين مقدمه در راه كمال انسان مورد بهره بردارى قرار گيرد، هر چه طولانى باشد خوب است؛ زيرا بر كمالات انسان