معاد شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٦
٣- معاد جسمانى، به اين معنا كه فقط جسم در آن سرا محشور مىشود. اين عقيده منكرين روح است. «١» ٤- معاد روحانى، به اين معنا كه روز قيامت بدن دنيوى برنمىگردد، بلكه فقط اين روح است كه به قالب و يا بهتر بگوييم به بدن مثالى برمىگردد و ثواب و عقاب مىبيند و جسم مثالى همانند بدن دنيوى است كه داراى مقدار و شكل است اما خود جسم مادى دنيوى نيست. «٢» معاد جسمانى از نظر قرآن آيات زيادى از قرآن كريم، بر جسمانى بودن معاد دلالت دارد. از اين رو، كسانى كه به معاد روحانى معتقدند آيات مزبور را تأويل مىكنند و آنها را بر روحانى بودن عالم آخرت حمل مىنمايند. ولى بايد دانست تا هنگامى كه دلالت آيهاى برخلاف حكم قطعى عقل نباشد، لزومى براى تأويل آن نمىبينيم.
اما جسمانى بودن معاد برخلاف حكم عقل نيست تا آيات مربوط به آن را تأويل كنيم.
نهايت آن كه ما دليل عقلى بر نفى و اثبات معاد جسمانى نداريم؛ و دليل اثباتى ما بر جسمانى بودن معاد، قرآن و سنت است.
اينك آياتى را كه بروشنى بر معاد جسمانى دلالت دارند، بررسى مىكنيم:
١- وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِىَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِى الْعِظامَ وَ هِىَ رَميمُ قُلْ يُحْييهَا الَّذى انْشَأَها اوَّلَ مَرَّةٍ ... «٣» و براى مثلى ما زد در حالى كه آفرينش خود را فراموش كرد و گفت: چه كسى اين استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند؟ بگو: آن كسى كه اوّل بار آن را ايجاد كرده، دوباره زندهاش مىكند.
مفسّران در ذيل آيه مزبور اين داستان را آوردهاند كه روزى شخصى به نام ابّى بن خلف