معاد شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٣
و نابود نمىكند ما را مگر روزگار، در حالى كه به گفته خود يقين ندارند (بلكه) تنها وهم وپندارى است كه دارند. «١» علّت ترس از مرگ ايمان نداشتن به خدا و قيامت، برداشت غلط از مرگ و مرگ را به معناى نابودى تلقى كردن، از عوامل اساسى ترس از مرگ است. علاوه بر اينها، در روايات و آيات به عوامل ديگر نيز اشاره شده است. براساس روايات يكى از علل ترس از مرگ، تهيه نديدن ره توشه آخرت است، امامصادق عليهالسلام از پدر گرامىاش امام باقر (ع) نقل كرده كه فرمود:
مردى خدمت پيامبر اكرم (ص) آمد و عرض كرد: چه شده كه من مرگ را دوست ندارم؟
حضرت فرمود: آيا مال (و ثروت) دارى؟ عرض كرد: بله فرمود: آيا آنرا از پيش فرستادهاى؟
(و در كار خير و براى آخرت مصرف كردهاى؟) عرض كرد: نه فرمود: به همين علت مرگ را دوست نمىدارى. «٢» اين همان است كه حضرت على عليه السلام در يكى از سخنان حكمت آميزش از آن، آه و ناله سر مىدهد و نسبت به آن هشدار داده، مىفرمايد:
آه مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّريقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظيمِ الْمَوْرِدِ «٣» آه از كمىتوشه (راه آخرت) و طولانى بودن راه و دور بودن سفر و بزرگ بودن مقصد و محلّ ورود.
مردى خدمت امام حسن (ع) آمد و عرض كرد: «اى پسر رسول خدا! چه بر سر ما آمده كه مرگ را ناپسند داشته، آن را دوست نمىداريم!» حضرت فرمود:
معاد شناسى ٤٩ جان دادن مؤمن و ديدار اولياى الهى:
ص : ٤٩