معاد شناسى

معاد شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨

٣- دليل فطرت‌ از امور فطرى كه سرشت تمامى انسانها بر آن نهاده شده است، مسأله معاد و رستاخيز است؛ انسان اگر در خودش تأمّل نموده و به وجدان خود مراجعه كند، مى‌يابد كه به زندگى دائم و هميشگى عشق مى‌ورزد و خواسته‌هايى دارد و دنبال ارضاى آنهاست؛ اين طلب و حركت، محدود به زمان معيّنى نيست، و انسان دلش مى‌خواهد هميشه باشد و آنها را اعمال كند و هيچ زمانى هر چند در سنين بالا، مرگ را دوست ندارد و چون زندگى جاويد در دنيا ممكن نيست و تمامى انسانها مى‌ميرند پس بايد عالَمى باشد كه در آنجا حيات، مصون از مرگ باشد تا اين خواسته فطرى انسان در آن تحقق يابد و آن، عالم آخرت است.
اين مسأله از مصاديق دين قيّم است كه در قرآن به آن اشاره شده است:
فَاقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتى‌ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لاتَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدّينُ الْقَيِّمُ وَلكِنَّ اكْثَرَ النَّاسِ لايَعْلَمُونَ «١» پس روى خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده؛ دگرگونى در آفرينش الهى نيست؛ اين است آيين استوار؛ ولى اكثر مردم نمى‌دانند.
در اين آيه، دين را عبارت از فطرت دانسته است. يعنى دين، از امورى فطرى است كه خميره وجود انسان با آن آميخته و بر اساس آن آفريده شده است و مجموعه دين، دامنه‌اش بسيار گسترده است و شامل حقايق مختلف مى‌شود و از جمله آن، مسأله معاد است كه در ميان معارف دينى به‌عنوان يكى‌از اساسى‌ترين اصول‌اعتقادى قرار گرفته است.
البته اين كه در بعضى از احاديث، فطرت در آيه را توحيد «٢» يا معرفت «٣» و مانند آن بيان‌