معاد شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨١
مىشود، و در روى زمين صاحب روحى نمىماند مگر اين كه بيهوش شده مىميرد؛ و صدا از آن طرف صور كه به سوى آسمانهاست خارج مىشود؛ پس در آسمانها صاحب روحى نمىماند، مگر اين كه بيهوش شده مىميرد، جز اسرافيل. آنگاه خداوند به اسرافيل مىگويد:
اى اسرافيل بمير، پس اسرافيل مىميرد، تا زمانى كه خداوند بخواهد در اين وضعيّت توقف مىكند. سپس خداوند فرمان مىدهد كه آسمانها بطور سريع گردش كنند و به كوهها امر مىكند كه بگردند؛ و اين همان گفتار خداوند است كه فرمود:
يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً وَ تَسيرُ الْجِبالُ سَيْراً «١» روزى كه آسمان شديداً به حركت در مىآيد، و كوهها از جاكنده و متحرك مىشوند. «٢» قرآن كريم در آيات ديگرى به بازتاب نفخه اول در نظام هستى و آثار بجا مانده از آن تصريح مىكند:
فَاذا نُفِخَ فِى الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ وَ حُمِلَتِ الْارْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْواقِعَةُ وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ فَهِىَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ «٣» به محض اين كه يك بار در صور دميده شود، و زمين و كوهها از جا برداشته شوند و يكباره در هم كوبيده و متلاشى گردند، در آن روز «واقعه عظيم» روى مىدهد! آسمانها از هم مىشكافند و سست مىگردند و فرو مىريزند. «٤» از مجموع اين گونه آيات به دست مىآيد كه با نفخه اوّل و تحولات حاصل از آن چهره اين جهان به كلى تغيير كرده و به غير آسمان و زمين فعلى تبديل خواهد شد. «٥»