معاد شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٣
به خودت چنين بازگو نكن كه از احدى بالاتر هستى.
در اينجا، به ذكر روايتى از حضرت على (ع) كه جامع موارد مذكور است، اكتفا مىشود:
انَّ لِلَّهِ عِباداً كَسَرَتْ قُلُوبَهُمْ خَشْيَةُ اللَّهِ ... يَسْبِقُونَ الَيْهِ بِالْاعْمالِ الزَّاكِيَةِ لايَسْتَكْثِرُونَ لَهُ الْكَثيرَ وَ لايَرْضُونَ لَهُ الْقَليلَ، يَرَوْنَ انْفُسَهُمْ شِراراً وَ انَّهُم الْاكْياسُ الْابْرارُ «١» خداوند بندگانى دارد كه خشيت خدا دلهايشان را شكسته است ... با اعمال پاك به سوى او سبقت مىگيرند، كار بسيار را براى او، بسيار نمىشمارند و براى او به كم راضى نمىشوند، خودشان را بد مىدانند در حالى كه زيركان و نيكان، ايشانند.
بد عاقبتى و بعضى از عوامل آن بد عاقبتى، يعنى اينكه سرانجام كار انسان به بدى و شقاوت ختم شود. سوء عاقبت، عوامل مختلفى دارد كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
١- تكبّر:
شيطان در ميان فرشتگان بود. همراه آنها بندگى خدا را مىكرد، اما عاقبت به گمراهى كشيده شد و از درگاه خداوند رانده شد و مورد لعنت خدا، قرار گرفت، «٢» زيرا فرمان خداوند را اطاعت ننمود و به حضرت آدم (ع) سجده و خضوع نكرد و علّت آن تكبّر بود.
قرآن مىگويد:
و هنگامى كه به فرشتگان فرمان داديم كه به آدم سجده كنيد، همه سجده كردند جز شيطان كه سرباز زد و تكبر ورزيد و از كافران بود. «٣»