معاد شناسى

معاد شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩

كرده‌اند به عنوان بيان مصداق و فرد اكمل آن است و بين آنها هيچ گونه تعارض و تنافى وجود ندارد.
از مظاهر اين امر فطرى مى‌توان از تدابيرى نام برد كه بشر ابتدايى در رابطه با مردگان خود اتخاذ كرده است. براى نمونه، مصريان قديم چون معتقد بوده‌اند كه سعادت بعد از مرگ وابسته به حفظ بدن است، مرده‌هاى خود را به وسيله متخصصين ماهر، موميايى مى‌كرده‌اند و يا مجسمه كوچكى پهلوى بعضى از مرده‌هاى خود مى‌گذاشته‌اند. قبر مرده را با لوازم و اثاثيه، خوراكيهاى فراوان، انواع خوردنى و نوشيدنى، اسباب تفريح، ورزش و زندگانى، پر مى‌كرده‌اند و اگر مرده از بزرگان و توانگران بود، اشياى ديگرى همچون زيورآلات بسيار گرانبها، در گورش مى‌نهاده‌اند. «١» ممكن است اين سؤال پيش آيد كه اگر مسأله معاد، فطرى است پس چرا مشركان در زمان پيامبر (ص) اينقدر بحث و جدل نموده و در برابر مسأله رستاخيز، سخت مقاومت مى‌كردند و طبق بيان قرآن، به پيامبر نسبت جنون داده و مى‌گفتند بر خداوند افترا مى‌بندد:
وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى‌ رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ اذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ انَّكُمْ لَفى‌ خَلْقٍ جَديدٍ افْتَرى‌ عَلَى اللَّه كَذِباً امْ بِهِ جِنَّةٌ «٢» كسانى كه كافر شدند (به پيروان خود) گفتند: آيا شما را راهنمايى كنيم به مردى كه مى‌گويد هنگامى كه بطور كامل متلاشى شديد همانا آفرينش جديد خواهيد داشت، بر خدا دروغ بسته يا اينكه ديوانگى در او هست.
در جواب بايد گفت اين اعتراضات، منافاتى با فطرى بودن معاد ندارد، زيرا ممكن است پرده زخيمى از جهالت و پليدى فطرت پاك انسان را پوشانيده باشد؛ پيامبر (ص) با مردمى روبه‌رو بود كه با پيامبران پيشين فاصله زيادى داشتند و در اوج بت پرستى و جاهليت، به سر مى‌بردند. از طرف ديگر مهم‌ترين مانع براى هوسرانى و چپاول ديگران،