معاد شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٠
طبقه سوّم: «سقر» است، كه در آن آتشى است كه نه چيزى را باقى مىگذارد، و نه چيزى را رها مىكند؛ پوست تن را به كلى دگرگون مىسازد؛ نوزده نفر (از فرشتگان عذاب) بر آن گمارده شدهاند.
طبقه چهارم: «حُطَمَه» (آتشى خرد كننده) است، و از آن شرارههايى همچون (به بزرگى) كاخ پرتاب مىشود كه گويى (در سرعت و كثرت) همچون شتران زردرنگى هستند كه به هر سو پراكنده مىشوند! هر كسى كه به سويش روانه شود مانند سرمه سياه مىگردد ولى روح نمىميرد، هر كس كه مانند سرمه (سياه) گرديده مجدداً به حال اوّل باز مىگردد.
طبقه پنجم: «هاويه» «١» (جهنّم و سقوط به اسفل سافلين) است، كه در آن گروهى ندا مىدهند اى مالك (نام فرشتهاى از فرشتگان حافظ جهنم) به فريادمان برس. هنگامى كه مالك براى فرياد رسى آنان مىآيد ظرفهاى زردى از آتش پيش رويشان قرار مىدهد كه در آن، آب بدبوى متعفنى است كه پوستهاى بدنشان از گرماى زياد آن همچون فلز گداخته مىشود، به محض اين كه ظرف آتشين را بلند مىكنند تا از آن بياشامند، گوشت صورتشان از شدت گرماى آن در آن ظرف مىريزد؛ و اين همان گفتار خداوند است كه فرمود:
وَ انْ يَسْتَغيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِى الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَت مُرْتَفَقاً «٢» و اگر تقاضاى آب كنند، آبى براى آنان مىآورند كه همچون فلز گداخته صورتها را بريان مىكند! چه بدنوشيدنى، و چه بد محل اجتماعى است.
كسى كه در آن بيفتد هفتاد سال در آتش فرو مىرود، و هر قدر پوستش كه بسوزد پوست ديگرى جايگزين آن مىشود.
طبقه ششم: «سعير» است كه در آن سيصد خيمه از آتش است، و هر خيمهاى داراى سيصد قصر از آتش است، و در هر قصرى سيصد خانه از آتش است، و هر خانهاى سيصد نوع از عذاب آتش است كه در ميان آن خانهها، مارها و عقربهايى از آتش و نيز غلها و زنجيرها و طوقهايى از آتش است؛ و اين همان است كه خداوند مىفرمايد: