معاد شناسى

معاد شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٠

معناى ميزان‌ ميزان يعنى وسيله سنجش. «١» هر چيزى وسيله خاصّى براى سنجش دارد؛ وسيله سنجش پارچه، متر است، وسيله سنجش حرارت، دماسنج است، وسيله سنجش بعضى از كالاها، ترازوست و ... به همه اينها ميزان گفته مى‌شود. روز قيامت نيز اعمال انسان با مقياسى سنجيده مى‌شود و وزن مى‌شود.
معناى سنجش اعمال‌ بايد توجه داشت كه مراد از سنجش اعمال اين نيست كه حسنات انسان را در كفه‌اى از ترازو و گناهانش را در كفّه‌اى ديگر مى‌گذارند و هر كدام سنگين‌تر بود، قضاوت نهايى روى طرف سنگين‌تر واقع شود، بلكه ظاهر آيات اين است كه حسنات ميزان انسان را سنگين و سيّئات آن را سبك مى‌كند، چون اعمال بَد وزن ندارند و سبكند. «٢» علامه طباطبايى در اين مورد چنين فرموده است: چنين به نظر مى‌آيد كه در قيامت امرى هست كه اعمال با آن مقايسه مى‌شوند و سنگينى هم براى همان است. پس اعمال نيك بر آن مقياس منطبق مى‌شوند و با آن سنجيده مى‌شوند و اين سنگينى ميزان است و اعمال بد بر آن مقياس انطباق پيدا نمى‌كنند و اين سبكى ميزان است، مثل اينكه در دنيا سنگ وزنه را در يك كفّه ترازو مى‌گذاريم و در كفّه ديگرش كالايى را قرار مى‌دهيم تا وزنش را به دست آورديم كه در حقيقت، ميزان همان وسيله سنجش سنگينى‌ها است و ترازو وسيله و مقدمه‌اى است كه به وسيله آن وزن اشيا را روشن مى‌كنند كه آيا سنگين است يا سبك؟ در قيامت نيز ميزانهايى داريم، چون هر عملى با مقياس مخصوص خودش سنجيده مى‌شود كه اگر با آن منطبق بود، سنگين است. ميزان نماز، آن نماز كامل است كه حق نماز است و ميزان سخن و كلام، آن سخن حقّى است كه مشتمل بر هيچ باطلى نيست و با اين بيان مراد از آيه «وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ» اين است كه وزنى كه اعمال با آن توزين مى‌شوند، همان حق است. پس به مقدارى كه عمل مشتمل بر حق است، ارزش و اعتبار