رهبرى فرزانه از نسل كوثر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٩
اين رو، همراه با دوستان متعهد خويش، سعى در ايجاد وحدت و يكپارچگى قيام داشت؛ چرا كه بخوبى مىدانست كه وحدت و يكسويى و پيروى از رهبريهاى امام امّت، موجب سقوط حتمى و نزديك رژيم خواهد شد. به همين منظور در شهر مقدس مشهد هسته اوليه تشكلى اسلامى با رهبرى امام امت و در مديريت جمعى از روحانيون متعهد را پايهريزى كرد. ايشان خود در اين زمينه مىفرمايد:
تابستان سال ٥٦ در مشهد با دو نفر از برادران نشسته بوديم: آقاى ربانى املشى و آقاى موحدى كرمانى. صحبت اين شد كه مبارزين و مخصوصاً روحانيت كه عمدهترين مبارزين بودند، چرا متشكّل نيستند؟ پيشنهاد شد كه بياييم تشكيلات را به وجود آوريم. در همان جلسه گفته شد كه اگر آقاى بهشتى در اين تشكيلات باشند، اين تشكيلات عاقبت به خير خواهد شد و به جايى خواهد رسيد. از حُسن اتفاق، شهيد بهشتى و شهيد باهنر در همان موقع در مشهد بودند و لذا جلسه با شركت اين عزيزان تشكيل و سنگ بناى تشكّلى اسلامى گذاشته شد. «١» تبعيد به ايرانشهر؛ با شدتگرفتن حركت انقلاب اسلامى درسال ٥٦، رژيم منحوس پهلوى به فشار خود عليه مبارزان شدت بخشيد و آنان را روانه زندان و تبعيدگاه مىكرد. ازاينرو، حضرت آيةالله العظمى خامنهاى را نيز كه محور اصلى تظاهرات استان خراسان بود، دستگير و به ايرانشهر (در جنوب شرقى ايران) تبعيد نمود؛ اما اين مجاهد نستوه و خستگىناپذير در تبعيدگاه خويش نيز دست از مبارزه بىامان عليه رژيم ضد بشرى