رهبرى فرزانه از نسل كوثر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٠
واقعاً كارى بسيار زشت و معصيت بزرگى است. پس اعلميّت هم حدود و ثغورش بايستى تعريف شود مشخص شود تمامى آن عواملى كه مؤثر در يك استنباط صحيح و سالم و قوى و نزديك به واقع است مىبايست مشخص شود و مراد از اعلميت هم بايستى اين باشد.
حال آنچهرا كه در تعريف فقاهت و اعلميت اشاره كردم در آن صغراى مورد بحث يعنى مقام معظم رهبرى واقعاً به شكل چشمگيرى هست كه آنهم در استنباط فقهى نقش دارد، خود ايشان هم در اين قسمت كه فقه را بايستى از درون فقه استنباط كرد و تحت تأثير عوامل بيرونى قرار نگرفت بسيار حساس مىباشد و اينهم از ويژگيهاى ايشان است. و لذا فتاواى ايشان هم مطابقت با مشهور زياد دارد ايشان به كلمات بزرگان خيلى ارج مىدهند با عظمت و احترام و تقدير بزرگى از اقوال آنها وارد يك مسأله مىشوند و سعى مىكنند كه اول كلمات آنها خوب تلقى شود كه اين هم باز هم بازيكنى از ويژگيهاى ايشان است و يكى از نقاط مهم و نكتههاى مهمى است در همان مسأله اعلميّت و نزديك شدن به حكم شارع.
وانگهى اين اعلميّت بالاخره با يك دليل آن چنانى كه ذكر شد حالا تعريف هم بشود احتياط وجوبى هم بخواهيم بكنيم كه عقلاء چنين جايى به اعلم رجوع مىكنند در اعلم به اين معنى است نه به آن معنايى كه ذكر شد و معمولًا آنها مدّ نظر اشخاص قرار مىگيرد كه در اين مسائل صحبتهاى اخير را كرده و يا مىكنند بنابراين اعلميتى كه در تقليد شرط رجحان است چنين اعلميتى است و اين اعلميت اگر در مسأله رهبرى و ولايت امر هم شرط باشد اعلميت به اين معناست نه به آن معنى ناقص و مرده و يك بعدى و اساساً اين اعلميت در مسأله ولايت شرط نيست؛ چنانكه امام راحل عليه الرحمة نيز مكرّراً فرموده بودند.
از اينكه بگذريم باز يك مسأله ديگرى اينجا هست و آن مسأله مرجعيت است آيا مرجعيت در تقليد اين چنين است كه فقط كسىكه اعلميّت آنهم از يك