رهبرى فرزانه از نسل كوثر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٦
كسى بگويد فاصله زياد است بين آنچه اينجا هست و آنچه آنجا بود اين را مىتوان گفت كه عقلاء اينقدر فاصله را در تقليد اعلم شرط بدانند ولى در جايى كه همه از يك مكتبند همه در يك عهدند و همه قوانين و قواعد و استدلالهاى دقيق و عميق را در اين عهد دارند بلكه حتى در استاد هم شريك بودهاند با هم و خلاصه اينها از يك مدرسه هستند و هر دو واقعاً اهل فضل و اجتهاد و بكارگيرى صحيح آن قواعد علمى را داشته باشند ديگر اين فرقهاى جزيى مد نظر عقلاء در مسأله اعلميّت نيست.
نكته ديگر اينكه اصلًا مفهوم اعلميّت اين نيست كه در بحثهاى اصولى يا رجالى بعضى از اين بحثها را كسى بيشتر كار كرده باشد و ابتكاراتى داشته باشد اين يك بخش از كار است اينها هم ممكن است دخيل در اعلميّت باشد اگر واقعاً داشته باشد اين در صورتى است كه اين موارد در فقه تأثيرش و كاربردش بيشتر باشد كه معمولًا خيلى از اين بحثها كاربردش در فقه زياد نيست. پس بايستى ديد چه عواملى مؤثر در استنباط فقهى است تا دخيل در اعلميت باشد.
من در اينجا اينرا ميخواهم عرض كنم كه در ارتباط با يك فقيه مجتهد مطلق مطلع بر فقه در زمان ما بلكه حتى در زمانهاى گذشته اضافه بر رجال و اصول و حديث و بحثهاى فقهى كه شده و يا بحثهاى دقيق اصولى كه مىشود مثل بحث ترتب، تزاحم، مشتق و مقدمه واجب و امثال اينها كه خيلى هم ممكن است كاربرد در فقه نداشته باشد، حال آنهايش كه دخيل در اعلميّت و اجتهاد فقهى دخالت دارد، در آن بخش كه ميخواهد استنباط كند كه من در اينجا مختصراً به چند عامل اشاره مىكنم.
يكى فهم روح اسلام است اين مسأله بسيار مهم است كه در فقاهت و استنباط نيز خيلى مؤثر است و فهم روح اسلام علاوه بر اطلاع بر معارف قرآن و سنت نياز به درك دقيق سيره پيامبر و ائمه معصومين عليهم السلام دارد. اطلاع دقيق بر