رهبرى فرزانه از نسل كوثر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٨
تعامل و تبادل فرهنگى به اين معنا را هرگز نفى نكرده و آداب و سُنَن نيكو و پسنديده ملتهاى گوناگونى را كه به اسلام گرويدهاند تأييد نموده است.
امّا آنچه كه اينك انقلاب اسلامى در رويارويى همهجانبه خود- به ويژه در بعد فرهنگى- با جبهه متحد كفر و نفاق و استكبار با آن مواجه است، تبادل يا تعامل فرهنگى نيست. زيرا، استكبار پس از شكستها و ناكاميهاى پى در پى در جبهههاى نظامى، سياسى، محاصره اقتصادى و ... بناچار خاكريزهاى خود را در جبهه فرهنگى بر پا نموده و با انواع ابزارهاى مدرن و پيشرفته و بكارگيرى تكنيكهاى پيچيده و مرموز و با دسيسههاى موذيانه و شيطانى، در صدد تخريب بنيانهاى فكرى، ارزشى و فرهنگى انقلاب اسلامى است تا با خشكانيدن ريشههاى شجره طيّبه اسلام ناب محمّدى صلى الله عليه و آله ضمن محاصره انقلاب در مرزهاى خاستگاه خود از گسترش و نفوذ آن در ميان ساير ملتهاى بپاخاسته جلوگيرى كند تا در نهايت بتواند با «استحاله» اين فرهنگ پويا و رهايىبخش، آن را متناسب با «نظم نوين جهانى» مورد نظر خود، در فرهنگ منحط مادى پيشبينى شده براى «دهكده جهانى» به اضمحلال و نابودى بكشاند! و اين همان چيزى است كه نه «تبادل» و «تعامل» بلكه به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامى، يك «شبيخون» و «تهاجم» فرهنگى است!!.
اين خطر بزرگ را رهبر دورانديش انقلاب به خوبى شناسايى كرده و نسبت به ابعاد و عواقب شوم و جبران ناپذير آن هشدارهاى تكاندهندهاى دادهاند كه با مرور رهنمودهاى آن حضرت مىتوان عمق فاجعه را دريافت و تا فرصت باقى است به فكر تدبير و مقابله جدّى و اساسى با آن افتاد.