رهبرى فرزانه از نسل كوثر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٩
روايات معلوم نيست خيلى سالم باشد تا آن كسى كه بر همه روايات اهل بيت عليهم السلام در مجموعه معارف آنها مرور كرده باشد من اسم اين را اطلاع بر فرهنگ عمومى و معارف اسلامى مىگذارم. اين قسمت هم مخصوصاً آنها كه مربوط به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام مىشود، اطلاع بر آنها خيلى جاها مؤثر است در يك استظهار و استفاده دلالتى از قرآن و يا حديثى با منبع ديگر، آن شخص كه فاقد اين است اين را درست نمىكند ظهور را ناقص مىفهمد استدلالش را نظر فقهى ناقص مىشود، پس بنا بر اين اينجورى نيست كه واقعاً يك طلبهاى حالا چند سالى در حوزه درس خوانده فاضل شده و اصول را خوب فهميده و اصل مثبت را درست كرده بحث ترتب و مقدمه واجب و ضد را درست دقت كرده چند تا بحث فلسفى هم خوانده فردا بگويد من از همه اعلم هستم. چون كسى دقتهاى من را در اصول ندارد. اين خيلى برداشت ناقصى از اعلميت است اين يك بخش است شايد بخش بسيار كوچكى از جهات مؤثر در اعلميّت و در سلامت و صحت استنباط تا آن بخشهاى ديگرى كه نزديكتر به خود كلام معصوم است و نزديكتر به منابع شرع است از قرآنو سنت و احاديث و روايات ائمه و تقرير ائمه، سير و سلوك ائمه، سيره ائمه و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آنها خيلى نزديكتر است تا اين بحثهاى عقلى اصول آنها را اگر كسى واقعاً درست كند بنظر من اگر اين طلبه حوزه فاقد آنها باشد و آن طرف ديگر واجد باشد ولى فاقد اين باشد از اين اعلم است، چون دايره تأثير او بيشتر است. در فقه تا اين پس اين قالبهايى كه ما براى اعلميّت درست كردهايم و اينها را ميزان قرار دادهايم قالبهايى بسيار ناقص و نارسا است اين مطلب درست نيست كه كسى خيال كند چون چند صباحى در اين بحثها بيشتر بررسى كرده يك كتابى نوشته رسالهاى نوشته جزوهاى نوشته زود خيال كند كه خودش اعلم است و چماق اعلم بودن خودش را بر سر ديگران بكوبد اين كار هم از نظر علمى غلط است و هم از نظر اخلاقى