رهبرى فرزانه از نسل كوثر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤
شروع شود نه از فرد. و تا هنگامى كه نظام اجتماعى حاكم بر افراد تغيير نكند نمىتوان كارى از پيش برد، هر چند فرد يا افراد زيادى ساخته شوند. در نتيجه اين نظريه فرد را ساختهشده و تابع بىچون و چراى جامعه مىداند.
ولى اسلام هيچ يك از اين دو نظريه را نمىپذيرد. از نظر اسلام نه فرد به تنهايى ارزشمند است و نه جامعه بلكه هر يك داراى ارزش خاصى هستند، بدون آنكه از ارزش ديگرى بكاهد. اسلام معتقد است كه انسان صرفنظر از آنكه در چه محيط و چه شرايط اجتماعى بهسر برد يا وابسته به كدام طبقه، قشر، نژاد و كشورى باشد به حكم «انسان بودن» در ذات و نهاد خود يك سلسله نيازها و خواستههايى دارد. از اين رو، تأثير جامعه آنچنان نيست كه بتواند انسانيت را به انسان بدهد و يا آن را بكلى از او بگيرد. انسان داراى خصوصياتى است كه هويت و شخصيت او را تشكيل مىدهد. اما با اين همه، جامعه بر روى انسان تأثير مىگذارد جامعه فاسد زمينه فساد را براى انسان فراهممىسازد و جامعه سالم زمينهرشد و تعالى را.
در جامعهاى كه همه اركان آن فاسد است رشد و تعالى انسان بسيار مشكل و دشوار است. اما غير ممكن نيست، در مقابل آن، در جامعهاى كه داراى نهادها و ارگانهاى سالم است فرد آسانتر مىتواند خودرا تعالى بخشد؛ گرچه مىتواند در جهت فساد نيز گام بردارد. اينكه قرآن مىفرمايد:
«وَاتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصيبَنَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خاصَّةً» (انفال (٨)/ ٢٥)
و از فتنهاى بپرهيزيد كه تنها به ستمكاران شما نمىرسد؛ (بلكه همه را فرا خواهد گرفت؛ چرا كه ديگران سكوت اختيار كردند)
نشانگر آن استكه قرآن كريم روى تأثير جامعه بر فرد تأكيد بسيارى دارد.
از سوى ديگر فرد نيز مىتواند در جامعه تأثير بگذارد و با بسيارى از